معنی
تقاعد در لغت به معنی بازنشسته شدن و کنارهگیری از شغل یا یک فعالیت رسمی پس از رسیدن به سن یا شرایط قانونی مشخص است. این واژه در متون ادبی و قدیمیتر گاهی به معنای سستی کردن یا از کاری بازماندن نیز استفاده شده است.
یعنی چه
عبارت تقاعد به وضعیتی اشاره دارد که در آن فرد پس از اتمام دوره کاری موظف خود، از خدمت فعال دست میکشد و به مرحله دریافت مستمری و استراحت وارد میشود.
تلفظ
این واژه به صورت تَقاعُد (تَ با فتحه، قا با الف مدی، عُ با ضمه و دال ساکن) تلفظ میشود که مصدری از باب تفاعل در زبان عربی است.
در جدول
کلمه تقاعد در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان معادل بازنشستگی، فراغت از کار یا کنارهگیری مطرح میشود و پاسخی ۵ حرفی است.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی برای این مفهوم واژه Retirement است که به دوره پس از ترک کار رسمی دلالت دارد.
به عربی
واژه تقاعد اصالتاً عربی است و در زبان عربی معاصر نیز دقیقاً به همین صورت و به معنای سیستم بازنشستگی و خروج از خدمت اداری کاربرد دارد.
به فارسی
روشنترین و دقیقترین معادلهای فارسی برای واژه تقاعد، کلماتی چون بازنشستگی، فراغت از کار و ترک خدمت اداری هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تقاعد
واژه تقاعد یک اصطلاح وامگرفته شده از زبان عربی (ریشه ق ع د) در ساختار اداری و اجتماعی فارسی است که مفهوم بازنشستگی را افاده میکند. این کلمه نشاندهنده پایان یک دوره طولانی از تلاش شغلی و ورود فرد به فاز جدیدی از زندگی است که با دریافت مستمری و استراحت همراه میشود.
در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین، علاوه بر کاربرد اداری معاصر، معنای قدیمیتر آن مانند تکاهل، تغافل و از کاری بازایستادن نیز ذکر شده است؛ اما امروزه در جامعه، حقوق اداری و گفتگوهای روزمره، این واژه کاملاً مرادف با نظام بازنشستگی شناخته میشود.