یعنی چه
این عبارت در ادبیات کهن فارسی به عنوان یک اصطلاح کنایی به کار رفته است و به معنای انس و الفت، معاشرت دائمی و ارتباط نزدیک و بیواسطه با افراد (چه دوست و چه دشمن) است. این کنایه از چسبیده بودن یا قرابت فیزیکی لبه لباس همنشینان به یکدیگر وام گرفته شده است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی بر اساس واژگان مصطلح فارسی به صورت «بَر دامن بودن» خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت کنایی ۱۰ حرفی در جدول، خود واژه «بر دامن بودن» یا کنایههای مترادف آن مانند «همنشین بودن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم همنشینی نزدیک از اصطلاحات مربوط به معاشرت و ارتباط تنگاتنگ استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی معادلهای مربوط به همنشینی، رفاقت مداوم و اختلاط با دیگران برای این مفهوم به کار میرود.
در قرآن
ترکیب کنایی «بر دامن بودن» به صورت لفظی در قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، مفاهیم همنشینی، معاشرت و همراهی در آیات با واژگانی چون «خَلیط» (شریک و آمیخته) یا «قَرین» (همنشین و همراه) توصیف شده است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، «دامن» نمادی از آغوش، پناهگاه، امنیت و تعلق است. از این رو، «بر دامن بودن» در برداشت استعاری و نمادین خود، نشاندهنده تحت حمایت بودن، وابستگی عاطفی شدید و قرار گرفتن بیواسطه در حوزه قدرت، محبت یا معاشرتِ یک فرد است.
جمعبندی و توضیح کامل بر دامن بودن
عبارت «بر دامن بودن» یک ترکیب کنایی و استعاری زیبا در زبان و ادبیات فارسی است که بیش از هر چیز بر مفهوم همنشینی، معاشرت مداوم و ارتباط نزدیک با دیگران دلالت دارد. فردوسی بزرگ نیز در شاهنامه از این اصطلاح برای نشان دادن قرابت و دمخور بودن با دوست و دشمن استفاده کرده است، آنجا که میگوید: «مرا دشمن و دوست بر دامن است / بزرگ آنکه او را بسی دشمن است». این تصویر ذهنی از نزدیکی فیزیکی لبه لباسها به یکدیگر در هنگام مجالست نشئت میگیرد.
از سوی دیگر، این عبارت بر اساس معنای تحتاللفظی و مستقل واژه «دامن»، معنای استعاری دیگری همچون قرار داشتن در آغوش، در پناه بودن و تحت حمایت و امنیت کسی بودن را نیز تداعی میکند. اگرچه این ترکیب به عنوان یک مدخل مستقل و قطعی در تمام لغتنامههای مدرن ثبت نشده، اما تحلیل اجزای آن و شواهد شعری کهن، اصالت کنایی آن را در زبان فارسی به خوبی تایید میکند.