یعنی چه
توحیدگوی یک صفت مرکب فاعلی در زبان فارسی است و به کسی یا موجودی اطلاق میشود که به وحدانیت و یگانگی خداوند شهادت میدهد، او را ستایش میکند و سپاسگزار اوست. در ادبیات فارسی این واژه بارها برای انسانهای موحد و حتی موجودات دیگر طبیعت به کار رفته است.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «توحید» (مصدر عربی) و «گوی» (بن مضارع از گفتن) تشکیل شده و به صورت واژهای مرکب تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این کلمه در جدول خودِ «توحیدگوی» با ۸ حرف است. از دیگر پاسخهای احتمالی و مشابه میتوان به موحد و یکتاپرست اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به فردی که به خدای واحد معتقد است و توحید را بیان میکند، از واژه Monotheist استفاده میشود.
به عربی
نزدیکترین و دقیقترین معادل عربی برای این واژه، کلمه «مُوَحِّد» از ریشه (و-ح-د) است که به معنای یکی داننده و اقرارکننده به توحید است.
به فارسی
معادلهای خالص یا رایج فارسی و واژگان جایگزین آن در زبان فارسی شامل موحد، یکتاپرست، خداپرستِ یگانهدان و ستایشگرِ ذاتِ احدیت است.
در قرآن
خود واژهٔ فارسی «توحیدگوی» یا مصدر «توحید» به صورت صریح در متن قرآن نیامده است؛ اما مفهوم آن یعنی اقرار به یگانگی خدا در آیاتی مانند «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» (آلعمران: ۱۸) و همچنین تسبیح همگانی موجودات در آیه «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ» (اسراء: ۴۴) کاملاً آشکار است.
جمعبندی و توضیح کامل توحیدگوی
واژهٔ «توحیدگوی» یک صفت مرکب فاعلی مرخم در زبان فارسی است که از ترکیب مصدر عربی «توحید» و بن مضارع فارسی «گوی» (از مصدر گفتن) ساخته شده است. این واژه در متون دینی و ادبیات کلاسیک فارسی کاربرد زیادی دارد و به معنای کسی است که به یگانگی و وحدانیت خداوند اقرار کرده و ذکر «لا إله إلا الله» را بر زبان جاری میکند.
در ادبیات عرفانی و اشعار شاعران بزرگی همچون سعدی شیرازی، مفهوم توحیدگویی فراتر از انسانها رفته و به کل موجودات جهان و طبیعت نسبت داده شده است؛ آنجا که میگوید: «توحیدگوی او نه بنیآدم است و بس / هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد». در این دیدگاه، تمام اجزای هستی به زبان حال، نمادی از سپاسگزاری و گواهی بر یکتایی خالق هستند.