یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح و کنایه کهن در زبان فارسی است که دو معنای اصلی دارد؛ نخست خاموش کردن، ساکت کردن و سلب قدرت سخن گفتن از کسی، و دوم اقرار گرفتن، عهد و میثاق بستن یا قول گرفتن از شخص.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت فتحة بر زاء (زَ)، فواصلی بر باء و الف و نون ساکن (بان)، کسره بر سین (سِ)، فتحه بر تاء (تَ) و دال (دَ) و نون ساکن در انتها است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول خودِ «زبان ستدن» با ۸ حرف است. از جایگزینهای دیگر آن میتوان به زبان بستن یا خاموش کردن اشاره کرد.
به انگلیسی
با توجه به دو معنای این اصطلاح، در انگلیسی برای معنای سکوت از افعال مربوط به خاموش کردن و برای معنای دوم از اصطلاحات گرفتن قول یا تعهد استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی متناسب با سیاق کلام، واژههایی چون إسکات و أخرسَ برای معنای سلب سخن، و ترکیب أخذ العهد برای معنای پیمان بستن معادل قرار میگیرند.
به فارسی
معادلهای فارسی و روان این ترکیب کنایی شامل زبانبستن، خاموش کردن، دهان بستن، از سخن بازداشتن، میثاق گرفتن و اقرار گرفتن است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، این اصطلاح نمادی از سرکوب سخن مخالف، جلوگیری از افشای راز، کنترل بر گفتار و گاهی سلب اختیار و آزادی بیان در برابر قدرت بالاتر است.
جمعبندی و توضیح کامل زبان ستدن
عبارت «زبان ستدن» (یا زبان ستاندن) یک ترکیب و اصطلاح کنایی و کهن در زبان فارسی است که از دو جزء پهلوی «زبان» و «ستدن» (به معنی گرفتن) تشکیل شده است. این واژه در زبان امروز کاربرد روزمره چندانی ندارد و بیشتر در متون ادبی، تاریخی و لغتنامههای معتبری چون دهخدا و برهان قاطع به چشم میخورد.
از نظر معنایی، این عبارت دو کاربرد کاملاً متمایز دارد؛ در وجه اول به معنای خاموش کردن، وادار به سکوت کردن و سلب توان سخن گفتن از کسی است. در وجه دوم، شاعران و نویسندگان قدمایی آن را به عنوان کنایهای از قول گرفتن، اقرار گرفتن و عهد و میثاق بستن با شخصی به کار بردهاند.
این اصطلاح در متون شعرای بزرگی مانند امیرخسرو دهلوی کاربرد داشته و نمادی ادبی از کنترل گفتار، پنهانکاری رازها یا تسلیم کردن طرف مقابل در بحث و گفتگو به شمار میرفته است.