معنی
در زبان فارسی، تلاش به مفهوم به کار گرفتن نیرو، توان و اراده برای دستیابی به مقصود یا غلبه بر موانع است. این واژه در کاربرد عامیانه و معاصر، بر سختکوشی دلالت دارد.
یعنی چه
عبارت «تلاش» یعنی فرد به جای ایستایی و تنبلی، با پویایی و تکاپو در مسیر اهدافش حرکت کند. در متون کهن گاهی در معنای ثانویه به صورت پراکندگی و آشفتگی نیز به کار رفته است.
مترادف
این واژهها همگی بار معنایی به کارگیری انرژی و همت را در بر دارند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده عدم حرکت، سکون و واگذاردن کارها هستند، در مقابل تلاش قرار میگیرند.
هم خانواده
نکته مهم: واژه عربی «تلاشی» به معنی نابودی و متلاشی شدن، صرفاً شباهت ظاهری با «تلاش» دارد و با آن همخانواده نیست.
ریشه
درباره ریشه این واژه دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی لغتنامههای قدیمی آن را وامواژهای از زبانهای ترکی با مفهوم اولیه رقابت و کشمکش دانستهاند، اما پژوهشهای ریشهشناسی مدرن نشان میدهند که این واژه اصالت ایرانی داشته و از فارسی میانه به یادگار مانده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، راهنمای «کوشش و سعی» معمولاً به پاسخ ۴ حرفی «تلاش» ختم میشود.
به انگلیسی
در متون مذهبی و قرآنی، اگرچه خود کلمه تلاش به دلیل فارسی بودن نیامده، اما واژه «سَعْی» در آیاتی مانند «وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» نزدیکترین معادل به آن است.
جمعبندی و توضیح کامل تلاش
واژه «تلاش» یکی از ارکان اساسی فرهنگ و ادبیات فارسی در ستایش پویایی، همت و حرکت است. این کلمه ریشه در اصالت زبانهای ایرانی باستان دارد و در طول تاریخ، مفهوم آن از رقابت و کشمکش به سختکوشی مثبت و هدفمند تغییر یافته است. تلاش در ادبیات فارسی همواره در تقابل با تنبلی و سستی قرار میگیرد و به عنوان کلید اصلی موفقیت معرفی میشود.
در فرهنگ عامه و متون اخلاقی، مفهوم تلاش با نمادهایی چون پشتکار مورچه گره خورده و حتی در مفاهیم قرآنی نیز با واژگانی چون «سعی» و «جهاد» همپوشانی معنایی بسیار نزدیکی دارد. این واژه ۴ حرفی، تجلیبخش اراده انسان برای غلبه بر سختیها و رسیدن به قلههای پیشرفت است.