یعنی چه
این واژه به معنای بندگی، نیایش و کرنش دینی در برابر پروردگار است. همچنین در ادبیات و کاربرد امروزی، به معنای شیفتگی زیاد و دوست داشتن بیحدوحصر کسی یا چیزی به کار میرود. در قدیم نیز به معنی خدمتگزاری و تیمارداری بوده است.
هم خانواده
واژههای همخانوادهٔ پرستیدن از بن فعلی «پرست» ساخته شدهاند و بر مفاهیم عبادت، خدمت یا وفاداری دلالت دارند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی به صورت [parastidan] است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه پرستیدن معمولاً با راهنماهایی چون «ستایش کردن»، «بندگی کردن» یا «طاعت» به کار میرود.
به انگلیسی
واژه Worship برای ابعاد عبادی و مذهبی، و واژههای Adore و Idolize بیشتر برای کاربردهای احساسی و شیفتگی شدید استفاده میشوند.
به عربی
در زبان عربی ریشه اصلی برای انتقال این مفهوم «ع ب د» است که در قرآن کریم نیز به وفور برای فرمان به پرستش خداوند یگانه آمده است.
به ترکی
در ترکی استانبولی فعل Tapmak مستقیماً به معنای پرستیدن و تعظیم کردن است.
جمعبندی و توضیح کامل پرستیدن
واژه «پرستیدن» یکی از واژگان کهن و اصیل زبان فارسی است که ریشه در زبان پهلوی و ایرانی باستان دارد. این کلمه در اصل از ترکیب پیشوند به معنای «پیرامون» و ریشهای به معنای «ایستادن» شکل گرفته که مفهوم اولیه آن «دور کسی ایستادن برای خدمتگزاری» بوده است. به مرور زمان، معنای این واژه تعالی یافته و به برترین شکل خدمت یعنی عبادت و بندگی مذهبی اختصاص یافته است.
امروزه پرستیدن علاوه بر ابعاد دینی و نیایش در برابر پروردگار، در ادبیات عاشقانه و عرفانی نیز کاربرد گستردهای دارد و برای نشان دادن تسلیم، وفاداری و محبت مفرط و بیحدوحصر به معشوق یا یک آرمان والا (مانند میهنپرستی) به کار میرود.