یعنی چه
این کلمه دو مفهوم دارد؛ در فرهنگ عامه و ادبیات، اصطلاحی است برای سخنان ساختگی و ادعای دانشِ بیمایه (برگرفته از یک حکایت طنز عربی). در لغتنامههای کهن فارسی مانند دهخدا، دگرگونشدهٔ واژههایی چون «خشنسار» و به معنای نوعی مرغابی بزرگ با خال سفید است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی معمولاً به صورت خُنْفِشار (xonfešār) و در ریشهٔ اصطلاح عربی آن به صورت خُنْفُشار (xunfušār) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً با راهنمای «سخن بیمعنی و ساختگی»، «ادعای فضل دروغین» یا «نوعی مرغابی بزرگ» به عنوان یک پاسخ ۶ حرفی مطرح میشود.
به انگلیسی
بسته به متن کاربرد، برای مفهوم اصطلاحی اصطلاحاتی چون کلام مهمل یا ادعای فضل، و برای معنای پرندهشناسی واژه مرغابی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این واژه ریشهٔ حقیقی ندارد و دقیقاً به همان داستان طنز اشاره دارد که در آن فردی برای یک کلمهٔ کاملاً ابداعی، معنا و شعر جعل کرد.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه در نقش اصطلاحی شامل «سخن ساختگی»، «مهملبافی»، «ادعای فضل» و «آسمان به ریسمان بافتن» است و در معنای اصیل لغوی با «خشنسار» یا «مرغابی سیاه» مترادف است.
نماد چیست
خنفشار در ادبیات امروز به نماد «متعالمین» (کسانی که تظاهر به دانشمندی میکنند اما تهیمایهاند) تبدیل شده است. این واژه نشاندهندهٔ شهامتِ باطل در پاسخ دادن به هر پرسشی بدون داشتن ذرهای تخصص و منبع موثق است.
جمعبندی و توضیح کامل خنفشار
واژهٔ «خنفشار» نمونهای جذاب از ورود یک حکایت طنز زبانی به فرهنگ عامه است. بر اساس روایتهای تاریخی، چند جوان برای آزمودن شخصی که ادعا میکرد پاسخ هر چیزی را در جهان میداند، حروف خ، ن، ف، ش، ا، ر را به طور تصادفی کنار هم گذاشتند و این کلمه را اختراع کردند. آن شخص نیز بدون درنگ برای آن معنا، شعر و احادیث جعلی ساخت! از آن زمان، این کلمه در زبان عربی و فارسی به اصطلاحی برای تمسخر مدعیان همهچیزدانی و سخنان بیپايه تبدیل شد.
با این حال، در لغتنامههای کهن فارسی مانند فرهنگ دهخدا، خنفشار سرنوشت متفاوتی دارد. در آنجا این کلمه تصحیف یا تغییریافتهٔ واژه «خشنسار» یا «خشینسار» دانسته شده که نوعی مرغابی بزرگ و سیاه رنگ با خالی سفید بر سر است؛ بنابراین واژه دارای دو هویت کاملاً مجزا (یکی اصطلاح طنزِ ساختگی و دیگری نام پرنده در متون کهن) میباشد.