یعنی چه
این اصطلاح در لغت به معنای ایجاد سوراخ در مروارید و سنگهای قیمتی برای به رشته کشیدن آنهاست. در ادبیات فارسی، به عنوان یک کنایه زیبا برای سرودن شعر لطیف، انشای سخن فصیح و بیان مطالب حکیمانه و گرانبها به کار میرود.
تلفظ
واژه «گوهر» با فتح گاف و واو (گَوهَر) و فعل «سفتن» با ضم سین و سکون فاء (سُفتَن) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این عبارت معمولاً به عنوان پاسخی برای راهنماهای کنایی مانند «سخن نغز گفتن» یا «شعر لطیف سرودن» و همچنین معنای ظاهری «سوراخ کردن مروارید» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم لغوی از عباراتی نظیر سوراخ کردن جواهر استفاده میشود و برای انتقال بار کنایی آن، اصطلاحات مربوط به فصاحت کلام و سرودن اشعار نغز به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی، واژه «ثقب» به معنای سوراخ کردن است که ترکیب آن با جوهر یا درّ، معنی تحتاللفظی را میسازد. در کاربرد بلاغی و اشارت به سخنوری، تعابیری چون نظمالقوافی معادل مناسب آن است.
به فارسی
برگردانها و واژههای همارز فارسی این اصطلاح شامل «گهرسفتن»، «دُر سفتن»، «مروارید سفتن» و در معنای استعاری «سخن نغز گفتن»، «انشا کردن» و «شعر تروتمیز سرودن» است که در برابر واژگانی چون ژاژخایی و بیهودهگویی قرار میگیرد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و تفکرات عرفانی، این عبارت نماد آشکار کردن حقیقت، صیقل دادن ذات و معرفت درونی انسان است. از آنجا که سوراخ کردن مروارید در قدیم به دلیل ظرافت بالا نیازمند مهارت شگرفی بوده تا جواهر ترک برندارد، این کار به نمادی از خلق اثر هنریِ بیعیب و نقص و گفتار سنجیده تبدیل شده است.
جمعبندی و توضیح کامل گوهر سفتن
«گوهر سفتن» یکی از ترکیبات کنایی، کهن و بسیار زیبای زبان و ادبیات فارسی است. این عبارت در اصل و به صورت تحتاللفظی به کارِ ظریف و حساسِ سوراخ کردن سنگهای قیمتی و مروارید برای ساخت گردنبند اشاره دارد؛ کاری که در گذشته نیاز به مهارت و استادی فراوانی داشته است تا مروارید آسیب نبیند.
به دلیل همین ظرافت ساختاری، شاعران و نویسندگان پارسیگوی از این مصدر به عنوان کنایهای برای سرودن اشعار نغز، گفتن سخنان حکیمانه و سنجیده و انشای متنهای فصیح استفاده کردهاند. در حقیقت، کلامِ زیبا و هنرمندانه در ادبیات کلاسیک به مرواریدی تشبیه شده که با مهارتِ تمام سفته (سوراخ) و به رشته کشیده شده است.
در نگاه عرفانی و نمادشناسی نیز این اصطلاح به معنای بیرن کشیدن معرفت، صیقل دادن گوهر وجودی انسان و ابرازِ لطافت درونی از طریق کلامِ حق است. این واژه کاملاً اصالت فارسی داشته و ریشه فعل سفتن به زبان پارسی میانه بازمیگردد.