یعنی چه
واژهٔ جغاره در لغتنامههای کهن فارسی چند معنای متفاوت دارد؛ از جمله نوعی تره یا گیاه صحرایی بهاری که با سرکه میخوردند، نان تهیه شده از ارزن، سرخاب یا غازه (ماده آرایشی سرخرنگ زنان) و همچنین ناف یا بیخ دم حیوانات مانند اسب و شتر.
تلفظ
این کلمه در متون و فرهنگهای کهن بیشتر به صورت جُغاره (با ضمه جیم) و در مواردی جَغاره (با فتحه جیم) ضبط و خوانده شده است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژهٔ جغاره یک پاسخ ۵ حرفی است که معمولاً برای راهنماهایی مثل «نان ارزن»، «سرخاب زنان قدیم» یا «بیخ دم اسب و شتر» به کار میرود.
به انگلیسی
به دلیل چندمعنایی و بومی بودن گیاه، معادل عمومی یکسانی در انگلیسی ندارد؛ اما برای کاربرد آرایشی آن میتوان از کلماتی مثل Rouge یا Blush استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی با توجه به معنای مدنظر، معادلهای متفاوتی دارد؛ برای سرخاب از «حمرة» یا «غمرة» و برای بخش پایانی دم حیوانات از «عصعص» استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای فارسی اصیل این واژه شامل جغازه، غازه، گلگونه (در معنای لوازم آرایش)، نان ارزن و جغش یا جغشت (در معنای گیاه صحرایی) است.
در قرآن
واژهٔ جغاره یک لغت فارسی اصیل و کهن است و هیچ ریشه، کاربرد یا مشتقی در زبان عربی معیار و متون قرآنی ندارد.
نماد چیست
جغاره یک اسم ذات برای گیاه، خوراک، ابزار آرایش یا اندام حیوان است و در متون ادبی یا باورهای عامیانه به عنوان نماد مفهوم خاصی شناخته نمیشود.
جمعبندی و توضیح کامل جغاره
واژهٔ «جُغاره» یا «جَغاره» یکی از لغات کهن، اصیل و کمترشنیده شده در زبان پارسی دری است که در فرهنگهای معتبری چون لغتنامه دهخدا و فرهنگ عمید به ثبت رسیده است. این کلمه از نظر معنایی کاربردهای متفاوتی دارد؛ از یک سو به نوعی گیاه و ترهٔ صحرایی بهاری (بیخ گیاه جغش) و نان ارزن اشاره دارد و از سوی دیگر به معنای سرخاب و گلگونهای است که زنان در قدیم برای آرایش رخ از آن استفاده میکردند. همچنین در معنایی کاملاً متفاوت، به ناف یا بیخ دم حیواناتی نظیر اسب و شتر اطلاق میشود.
با توجه به ساختار و حروف، این کلمه اصالت کاملاً فارسی دارد و نباید آن را با واژههای صوتی یا خطاهای نوشتاری مانند «ژغار» (به معنی فریاد) اشتباه گرفت. امروزه این واژه در زبان محاورهای معیار کاربردی ندارد و بیشتر در متون کهن ادبی و یا به عنوان یک واژهٔ کلیدی ۵ حرفی در جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد.