یعنی چه
این کلمه در زبان عربی یک ساختار ترکیبی و نحوی است که به مفهوم آشکار کردن امور پنهانی یا خطاهای افراد بهمنظور افشاگری، بدنام کردن یا بیآبرو ساختن آنها اشاره دارد.
تلفظ
بسته به ساختار صرفی، ممکن است به صورت مصدر مجرور با لام تعلیل (لِفَضْحِهِم) یا فعل ماضی همراه با لام تأکید و ضمیر مفعولی (لَفَضَحَهُم) تلفظ شود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سوال، اگر عباراتی نظیر «قطعاً رسوایشان میکرد» یا «برای برملا کردن عیب آنها» در ۶ حرف خواسته شود، پاسخ خود واژه «لفضحهم» است.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی با توجه به ریشه فعل، از ترکیباتی که معنای رسوا کردن، پردهدری از عیوب یا شرمسار ساختن گروهی از افراد را افاده میکنند استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه اصیل عربی دارد و از ماده (ف-ض-ح) مشتق شده است. مترادفهای عربی آن بر خوار کردن و برداشتن ستر و پوشش عیوب دلالت دارند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل عباراتی چون «مفتضح کردن آنان»، «آشکار ساختن خطای پنهان آنها» و «پردهدری از کار خطایشان» است.
در قرآن
ترکیب دقیق «لفضحهم» در متن آیات قرآن کریم به چشم نمیخورد؛ با این حال، ریشه ثلاثی مجرد آن یعنی «فضح» در قالب عباراتی نظیر «فَلَا تَفْضَحُونِ» (مرا رسوا نکنید) در سوره مبارکه حجر از زبان حضرت لوط (ع) بیان شده است.
جمعبندی و توضیح کامل لفضحهم
واژه «لفضحهم» یک ساختار و ترکیب صرفی در زبان عربی است که از ریشه ثلاثی مجرد «فَضَحَ» به معنای رسوا کردن و آشکار ساختن عیوب پنهانی مشتق شده است. این کلمه با توجه به نحوه اعرابگذاری میتواند به صورت فعل ماضی همراه با لام تأکید (قطعاً آنها را رسوا میکرد) یا به صورت مصدر همراه با لام تعلیل (برای بیآبرو کردن آنها) معنا شود.
اگرچه خود این شکل از واژه به صورت مستقیم در متن قرآن مجید به کار نرفته است، اما ریشه آن در داستانهای قرآنی نظیر درخواست حضرت لوط از قومش برای عدم رسوایی و حفظ حرمت مهمانان به کار رفته و بار معنایی آن کاملاً پیرامون مفهوم افشاگری، بدنامی و از بین رفتن پوشش عیوب میچرخد.
در زبان فارسی و ادبیات جدول، این کلمه به عنوان یک کلیدواژه ۶ حرفی با مفهوم افتضاح بارآوردن، برملا کردن خطای پنهان دیگران و خوار ساختن دشمنان یا خطاکاران شناخته میشود و مترادفهای آن همگی بر جنبه منفی آشکار شدن سیئات دلالت دارند.