یعنی چه
خم کمند در لغت به معنی انحنا، چین و شکن یا حلقهای است که در طناب شکار (کمند) ایجاد میکنند تا آن را پرتاب کرده و طعمه یا دشمن را اسیر کنند. در مفهوم ادبی و کنایی، این ترکیب اشاره به زلف و گیسوی یار دارد که دل عاشق را گرفتار میکند.
تلفظ
این عبارت یک ترکیب اضافی (مضاف و مضافالیه) است که با کسرهٔ اضافه به صورت خَمِ کَمَند تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف خواسته شده میتواند خودِ عبارت «لغت خم کمند» به عنوان گزینهای ۹ حرفی یا کلماتی چون کمند و حلقه باشد.
به انگلیسی
برای واژه کمند و حلقه آن از اصطلاحات مربوط به طنابهای شکار و برای معادل تصویری آن از اصطلاحات مربوط به موی مجعد استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی وهق به معنای طناب کمند است و حلقه آن معادل حلقة الوهق میشود. در شعر نیز جعد الشعر معادل پیچیدگی مو است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به حلقه طناب از Kement halkası و برای تصویر ادبی آن از تعابیر مربوط به زلف استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای فارسی مستقیم و واژهگشایی این ترکیب شامل حلقهٔ طناب، چین و شکن زلف، دام، طناب خفتدار و بند است.
نماد چیست
در ادبیات حماسی (مانند شاهنامه فردوسی)، خم کمند نماد قدرت، ذکاوت در جنگ و ابزار پهلوانی برای اسارت دشمن است. در ادبیات عرفانی و عاشقانه، این ترکیب نماد جذابیت مهارناپذیر معشوق، دام بلا، گرفتار شدن دل عاشق در پیشگاه عشق و پیچیدگیهای سرنوشت است.
جمعبندی و توضیح کامل لغت خم کمند
عبارت «خمِ کمند» یک ترکیب اضافه (مضاف و مضافالیه) اصیل پارسی است که از دو واژه «خم» (به معنی انحنا و حلقه) و «کمند» (طناب حلقهدار شکار) تشکیل شده است. این عبارت یک واژه مستقل قاموسی در لغتنامهها نیست، بلکه یک ترکیب تصویری و کنایی برجسته در متون کلاسیک، شعر حماسی و اشعار غنایی فارسی به شمار میرود.
این ترکیب در شاهنامه فردوسی به عنوان ابزاری در دست پهلوانان برای به بند کشیدن دشمنان و نماد قدرت و شجاعت است، در حالی که در دیوان شاعران غزلسرا مانند سعدی و حافظ، تغییر ماهیت داده و به عنوان کنایهای زیبا از گیسوان یار و زلف پرپیچوتاپ معشوق که دل عاشق را اسیر و گرفتار خود میکند، به کار رفته است.