معنی
پایدار صفتی است به معنای ماندگار، باقی، جاویدان و دارای ثبات و تغییرناپذیری که به هر چیز محکم و برقرار اطلاق میشود.
یعنی چه
این واژه در اصل به معنای «دارای پا و ایستایی» است و در مفهوم استعاری به هر شخص، شیء یا حالتی گفته میشود که دچار تزلزل، سستی و فروپاشی نشود و اصالت و ساختار خود را حفظ کند.
مترادف
کلماتی که مفهوم ثبات، دوام و ماندگاری را میرسانند، به عنوان هممعنی این واژه شناخته میشوند.
متضاد
واژههایی که به مفاهیم زوالپذیری، تغییر، سستی و عدم استقرار اشاره دارند، مخالف این کلمه هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه معنایی مشترک و مشتقات ساختاری واژه پایدار شکل گرفتهاند.
جمله سازی
در جدول
واژه «پایدار» دقیقاً ۶ حرف دارد و به عنوان پاسخ برای سوالاتی نظیر ثابت، ماندگار یا پابرجا در جدولها استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد علمی، عمومی یا زیستمحیطی، معادلهای متفاوتی در زبان انگلیسی دارد.
به عربی
در زبان عربی واژههای متعددی برای رساندن مفهوم پایداری و ثبات وجود دارد که در متون قرآنی نیز به کار رفتهاند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای جنبههای مختلف پایداری اعم از مقاومت فیزیکی یا ثبات وضعیتی، کلمات مشخصی استفاده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، «کوه» مظهر استواری و «درخت سرو» به دلیل سبز بودن همیشگی، نماد پایدار بودن هستند. در مفاهیم مدرن و علمی نیز چرخه متصل به هم از پیکانها، نماد توسعه پایدار و بقای محیطزیست است.
جمعبندی و توضیح کامل پایدار
واژه «پایدار» یک صفت فاعلی مرکب و اصیل فارسی است که از ترکیب «پای» و پسوند دارندگی «دار» تشکیل شده و در معنای لغوی به کسی یا چیزی اشاره دارد که بر روی پای خود ایستاده و دارای ثبات است. این واژه در شئون مختلف معنایی، مظهر جاودانگی، استحکام و عدم تزلزل در برابر سختیها و تغییرات زمانه به شمار میرود.
در حوزه اندیشه و علوم مدرن، این مفهوم فراتر از یک صفت ساده رفته و به نمادی برای بقای هوشمندانه تبدیل شده است؛ چنانکه در اصطلاح «توسعه پایدار»، هدف اصلی حفظ تعادل منابع زمین برای آیندگان است. در متون معنوی و قرآنی نیز هرچند خود کلمه به دلیل فارسی بودن نیامده، اما ریشههای عمیقی از مفهوم آن در واژههایی چون استقامت، صبر و قول ثابت تجلی یافته است.