یعنی چه
قفا خاریدن در زبان فارسی کنایه از حالت فردی است که به دلیل شرمندگی، خجالت، تحیر یا بیتکلیفی، دست خود را به پشت سر یا پسِ گردن (قفا) میبرد و میخارد. این رفتار مکتوب و قدیمی، بازتابدهنده زبان بدن انسان در مواجهه با موقعیتهای دستپاچگی است.
تلفظ
واژه «قفا» با فتح قاف و فاء خوانده میشود و «خاریدن» نیز بر وزن باریدن تلفظ میگردد.
در جدول
پاسخ دقیق برای عبارت «قفا خاریدن» در جدولهای شرح در متن ۹ حرف دارد. از مترادفهای آن نظیر خجل شدن یا سر خاراندن نیز میتوان استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم اصطلاحی از فعلهای مربوط به خجالت یا حرکت فیزیکی خاراندن سر در موقعیتهای سردرگمی استفاده میشود.
به عربی
عبارت اول ترجمه تحتاللفظی رفتار فیزیکی آن است و واژگان بعدی معنای اصطلاحی و درونی این کنایه را به عربی منتقل میکنند.
به فارسی
معادلهای روان و اصیل این عبارت در زبان فارسی شامل خجالتزده شدن، کنف شدن، منفعل شدن، منفعل گردیدن و سر به جیب مراقبت فرو بردن (در حالات خاص) است.
نماد چیست
خاراندن قفا یا پسِ گردن در فرهنگ عامه و ادبیات کلاسیک نمادی از یک واکنش فیزیکی غیرارادی است که انسان هنگام بیتکلیفی، عجز در پاسخگویی یا پشیمانی از خود بروز میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل قفا خاریدن
اصطلاح ترکیبی و کنایی «قفا خاریدن» یکی از تعابیر ظریف در زبان و ادبیات فارسی است که از ترکیب واژه عربی «قفا» (به معنی پشت سر یا پس گردن) و فعل فارسی «خاریدن» شکل گرفته است. این عبارت مکتوب قدیمی که در لغتنامههای شاخصی چون دهخدا، غیاثاللغات و چراغ هدایت به آن اشاره شده، به خوبی توانسته است یک واکنش فیزیکی و زبان بدنی ملموس را به یک مفهوم انتزاعی یعنی شرمندگی و تحیر تبدیل کند.
زمانی که فردی در جامعه یا موقعیتی خاص دچار دستپاچگی، پشیمانی یا عجز در پاسخگویی میشود، به طور ناخودآگاه دست خود را به پشت گردن میبرد. شاعران و نویسندگان پارسیزبان با تیزبینی از این حالت برای نشان دادن اوج خجلت و منفعل شدن افراد استفاده کردهاند. گرچه این اصطلاح امروزه در گفتار روزمره کمتر به کار میرود، اما همچنان ارزش ادبی و معنایی خود را در متون کهن حفظ کرده است.