یعنی چه
شراب سرخ یا شراب قرمز مایعی مسکر است که از تخمیر انگورهای تیره (سیاه و سرخ) یا میوههایی مانند انار به دست میآید. رنگ سرخ آن ناشی از ماندن پوست انگور در مجاورت آب آن در فرآیند تخمیر است. در لغتنامه دهخدا، شراب به معنای مطلقِ هر مایع نوشیدنی است، اما در عرف به معنای خمر و می به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب وصفی به صورت شَراب (با فتحه شین) و سُرخ (با ضمه سین) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در صورت درخواست عبارت ۷ حرفی، پاسخ خود «شراب سرخ» است. کلمات مترادف دیگری نظیر صهبا، راح، مل و می لعل نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این نوشیدنی از واژه Red wine استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی معادلهای الخمر الأحمر یا النبيذ الأحمر برای این ترکیب وصفی به کار میروند.
به فارسی
در زبان و ادبیات فارسی، معادلها و ترکیبات کهن و زیبایی همچون می گلرنگ، می لعل، آب آتشفام، باده، مل، راح و صهبا برای شراب سرخ استفاده شده است.
در قرآن
عبارت دقیق «شراب سرخ» یا «الشراب الاحمر» در قرآن کریم نیامده است. قرآن برای اشاره به مسکرات دنیا از واژههایی چون «خَمر» (سوره مائده/۹۰) و «سَکَر» (سوره نحل/۶۷) استفاده کرده است. همچنین در توصیف شرابهای بهشتیِ بدون مستی، از واژههایی مانند «رَحیق مَختوم» یا «کَأسٍ مِن مَعین» بهره برده، اما رنگ سرخ برای آن ذکر نکرده است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی فارسی، شراب سرخ نماد عشق مفرط، جوشش درونی، تجلی انوار الهی در دل عارف و معرفت شهودی است که عقل مصلحتاندیش را زایل میکند. در ادبیات حماسی و غنایی (مانند شاهنامه یا اشعار حافظ و سعدی) نیز نماد شادی، فرار از غم دنیا، خون سیاوش، وفاداری و لذت روحانی است.
جمعبندی و توضیح کامل شراب سرخ
شراب سرخ ترکیبی وصفی است که در معنای ظاهری به نوشیدنی الکلی حاصل از تخمیر انگورهای تیره و قرمز اشاره دارد. واژه «شراب» ریشه عربی دارد و در اصل به معنای مطلقِ هر نوشیدنی بوده که بعدها در عرف فارسی به معنای مِی تخصصی شده است؛ واژه «سرخ» نیز ریشهای اصیل و پهلوی دارد.
این اصطلاح در قرآن کریم به طور مستقیم ذکر نشده و متن قرآنی برای مسکرات دنیا یا نوشیدنیهای بهشتی از واژههای دیگری نظیر خمر، سکر و رحیق استفاده کرده است. با این حال، شراب سرخ حضور بسیار پررنگی در فرهنگ و ادبیات فارسی دارد.
در اشعار کلاسیک و متون عرفانی، شراب سرخ یا همان می گلرنگ و صهبا، از ظاهر مادی خود فراتر رفته و به عنوان استعارهای از عشق الهی، شور و مستی عرفانی، و رهایی از بند عقل ظاهربین به کار میرود که مایه صفای دل عارفان است.