یعنی چه
این واژه در دو معنای ظاهری و کنایی به کار میرود؛ در معنای ظاهری به اشیاء یا غذاهایی گفته میشود که جلا، غلظت و ظاهری دلپذیر دارند. در مفهوم کنایی و قدیمی، به انسانهای مهربان، خوشمشرب و انعطافپذیر اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب وصفی از دو بخش «خُش» (به سکون شین) و «لُعاب» (با ضمه لام) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل دقیقاً ۷ حرف دارد و معمولاً با راهنمای «دارای ظاهر براق» یا «خوشخلق» خواسته میشود.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در توصیف یک شیء براق به کار رود یا ویژگی اخلاقی یک فرد، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به ویژگی ظاهری از عباراتی نظیر لامع یا صیقلی و برای ویژگی اخلاقی از حسنالخلق استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این ترکیب شامل واژگانی چون خوشنما، براق، و درخشان برای اشیا، و واژههایی مثل خوشمشرب، بجوش و باسابقه در دوستی برای افراد است.
نماد چیست
این کلمه نماد اصطلاحی یا اسطورهای خاصی ندارد؛ اما در فرهنگ عامه و ادبیات روزمره، نمادی از جا افتادن و کیفیت بالا (در غذا و صنایع دستی) یا نماد سازگاری و خوشمحضری در روابط انسانی است.
جمعبندی و توضیح کامل خوش لعاب
واژه «خوشلعاب» یک صفت مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب «خوش» (ریشه فارسی میانه) و «لعاب» (ریشه عربی به معنی پوشش مایع یا براق) ساخته شده است. این واژه در ادبیات عامه دو کاربرد کاملاً متمایز دارد؛ در کاربرد نخست که ملموستر است، به غذاهای جاافتاده، غلیظ یا ظروف سفالی و کاشیکاریهای دارای جلای زیبا و براق اطلاق میشود.
در کاربرد دوم که جنبه کنایی و قدیمی دارد، برای توصیف ویژگیهای شخصیتی انسانها به کار میرود. فرد خوشلعاب در اخلاق، به کسی گفته میشود که با مردم بجوشد، مهربان، سازگار و خوشبرخورد باشد؛ به گونهای که معاشرت با او دلپذیر و بدون اصطکاک است. این مفهوم دقیقاً در نقطه مقابل صفت «بدلعاب» قرار میگیرد که به آدمهای ناسازگار و بدخلق اشاره دارد.