معنی
«حَیّ» در لغت به معنای موجودی است که دارای جان و زندگی باشد. این واژه در زبان فارسی هم به عنوان صفت و هم به عنوان اسم به کار میرود و در اصطلاح دینی و کلامی، به معنای زندهی ازلی و ابدی (خداوند) است که مرگ به او راه ندارد.
یعنی چه
وقتی میگوییم چیزی «حی» است، یعنی صاحب حیات و جنبش است. در فرهنگ اسلامی و قرآنی، این واژه به حیات مطلق و جاودان الهی اشاره دارد که منبع و سرچشمه زندگی همه موجودات دیگر است.
مترادف
واژههایی مانند زنده و جاندار نزدیکترین معادلها به حی هستند، در حالی که جاوید و پایا به جنبه ابدی بودن آن اشاره دارند.
متضاد
اصلیترین متضاد این واژه در زبان عربی و متون مذهبی «مَیّت» است و در زبان فارسی کلمات مرده و بیجان در مقابل آن قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سهحرفی (ح ی ی) مشتق شدهاند و مفاهیمی نظیر زنده کردن، زندگی، و درود فرستادن را در خود دارند.
ریشه
واژه «حی» ریشه در زبان عربی دارد و از مصدر «حَيِيَ» به معنای زنده بودن و دوام داشتن زندگی گرفته شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی مانند «زنده»، «از نامهای خداوند» یا «جاندار»، واژه دو حرفی «حی» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای برگردان این واژه به زبان انگلیسی، بسته به موقعیت متن از کلمات Alive یا Living استفاده میشود. در ترکیبهای مذهبی صفت Ever-Living معادل دقیقی برای آن است.
جمعبندی و توضیح کامل حی
واژه «حی» از ریشههای اصیل و پرکاربرد زبان عربی (ح-ی-ی) است که وارد زبان فارسی شده و معنای زنده، جاندار و پایا را افاده میکند. این کلمه در طول تاریخ ادبیات و دین، فراتر از یک صفت ساده برای موجودات جاندار، به عنوان یکی از اساسیترین اسماء الحسنی و صفات ذاتی خداوند (الحی) شناخته شده است که به حیات ازلی، ابدی و بدون زوال الهی اشاره دارد.
در متون عرفانی و قرآنی، حی نماد بقای مطلق، آگاهی و حضور همیشگی است. این واژه معمولاً همراه با واژه «قیوم» به کار میرود که ترکیب آنها به معنای زندهی پایندهای است که تدبیر تمام جهان هستی را بر عهده دارد و منبع حیاتبخشی به سایر مخلوقات است.