یعنی چه
گزند آمدن در زبان فارسی به معنای متحمل شدن آسیب، صدمه، زیان یا آفت است. این عبارت مصدری مرکب است و زمانی به کار میرود که به شخص، مال یا موقعیتی لطمه و گزندی وارد شود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت [gǎ-zǎnd-ā-mǎ-dǎn] است که در آن واژهٔ «گزند» با فتحه روی گاف و زای و سکون نون و دال خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «آسیب دیدن» یا «دچار آفت شدن» با توجه به تعداد حروف واژهٔ ۸ حرفی، «گزند آمدن» است.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم گزند آمدن در زبان انگلیسی از عباراتی نظیر 'to be harmed'، 'to sustain damage' یا 'to suffer hurt' استفاده میشود.
به عربی
معادلهای مصدر گزند آمدن در زبان عربی شامل واژگانی چون 'تضرُّر' یا عبارات فعلی مانند 'أصابه مكروه' یا 'لحق به أذى' است.
به فارسی
واژههای مترادف و برابرهای فارسی برای این عبارت عبارتند از: آسیب دیدن، صدمه خوردن، لطمه خوردن، زیان دیدن، آفت دیدن و آزار کشیدن. در مقابل، مفاهیمی چون سلامت ماندن، ایمن بودن و بیگزند ماندن به عنوان متضادهای معنایی آن شناخته میشوند.
نماد چیست
خود اصطلاح «گزند آمدن» نماد خاصی ندارد؛ اما واژهٔ «گزند» در ادبیات حماسی و کلاسیک فارسی (مانند شاهنامه فردوسی) بیشتر نمادی از بلاهای ناگهانی دوران، تقدیر ناموافق، چشمزخم، آفتهای زمانه و آسیب ناشی از مکر دشمنان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل گزند آمدن
عبارت «گزند آمدن» یک اصطلاح و مصدر مرکب کاملاً ایرانی و اصیل است که ریشه در زبان فارسی میانه (پهلوی) و واژهٔ «ویزند» دارد. این واژه در سیر تحول تاریخی خود با مفهوم آسیب، رنج و زیان پیوند خورده و ریشهٔ باستانی آن با بن فعلی «زدن» و کوبیدن در ارتباط است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در آثار حماسی نظیر شاهنامه فردوسی، این عبارت بارها به معنی دچار صدمه و آفت شدن از سوی روزگار یا دشمنان به کار رفته است. گزند آمدن نشاندهندهٔ رویدادی منفی است که طی آن سلامت، مال یا موقعیت فرد دستخوش آسیب و لطمه میشود.
امروزه اگرچه استفاده از خود فعل مرکب «گزند آمدن» در محاورات روزمره کمی کاهش یافته و جای خود را به «آسیب دیدن» یا «صدمه خوردن» داده است، اما واژهٔ «گزند» و مشتقاتی چون «بیگزند» و «گزند ناپذیر» همچنان در متون رسمی، ادبی و فرهنگی کاربرد گستردهای دارند.