یعنی چه
عزوبة (یا عزوبت) در لغت به معنی حالت مجرد بودن، بیهمسری و دوری از ازدواج است. این کلمه به وضعیت فردی اشاره دارد که همسری اختیار نکرده و به تنهایی زندگی میکند.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت عُزوبَة (با ضمه روی عین) تلفظ میشود و در زبان فارسی معمولاً به صورت عُزوبت به کار میرود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه ۵ حرفی است و به عنوان معادل مجردی و بیهمسری شناخته میشود.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای انگلیسی این واژه برای رساندن مفهوم تجرد و زندگی بدون همسر هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان این واژه در زبان فارسی شامل تجرد، بیهمسری، بیزنی، بیشوهری و زندگی مجردانه است.
در قرآن
خود واژه «عزوبة» در قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما فعل مضارع همخانواده آن یعنی «یَعْزُبُ» دو بار (در آیه ۶۱ سوره یونس و آیه ۳ سوره سبأ) به معنای «پنهان ماندن و دور شدن» درباره علم مطلق پروردگار به کار رفته است.
نماد چیست
این واژه نماد و المان تصویری رسمی ندارد، اما در مفاهیم اجتماعی و فقهی نمادی از زندگی مجردانه و در برخی سنتهای دینی، نشانهای از تبتّل، زهد یا ریاضت مذهبی و دوری از تعلقات دنیوی است.
جمعبندی و توضیح کامل عزوبة
واژه «عزوبة» (که در فارسی بیشتر به صورت اسم مصدر «عزوبت» یا «تجرد» به کار میرود) ریشه در زبان عربی دارد. ریشه اصلی این کلمه (ع ز ب) در ابتدا به معنی دوری، جدایی و پنهان شدن بوده است؛ به طوری که در گذشته به دوری چوپان از خانه برای چرای گوسفندان اطلاق میشد. به مرور زمان و به دلیل دوری فرد مجرد از همسر و کانون خانواده، این واژه تغییر معنا داد و به مفهوم مجرد بودن، بیهمسری و تنهایی دلالت پیدا کرد.
اگرچه خود واژه عزوبة در قرآن کریم نیامده است، اما همخانوادههای آن در معنای اصلی و اولیه خود یعنی «پنهان ماندن و غایب شدن» برای توصیف علم نامحدود خداوند به کار رفتهاند. در فرهنگ اسلامی و فقهی، مفهوم تجرد در قالب اصطلاحاتی چون «تبتّل» (انقطاع از دنیا) نیز بررسی میشود، هرچند که در شریعت اسلام بر خلاف برخی مکاتب مذهبی دیگر، به تأهل توصیه فراوان شده و ترک دائمی ازدواج پاداش شمرده نمیشود.