معنی
پندار در زبان فارسی به معنی برداشت ذهنی از واقعیت، گمان، خیال و اندیشه است. این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی گاهی در معنای منفی یعنی توهم، خودبینی، عجب و غرور نیز به کار رفته است که حقیقت را از انسان پنهان میکند.
یعنی چه
در زبان عامه و ادبی، پندار یعنی آنچه انسان در ذهن خود تصور میکند و لزوماً با حقیقت بیرونی مطابقت ندارد. این واژه نشاندهنده شکلگیری یک نیت یا فرض در اندیشه است.
مترادف
واژههای فوق در بافتهای مختلف ادبی و فلسفی میتوانند به عنوان هممعنی پندار به کار روند.
متضاد
این کلمات از نظر تقابل معنایی و بر اساس میزان تکیه بر راستآزمایی، متضاد پندار محسوب میشوند.
ریشه
این واژه کاملاً ایرانی و پارسی است. پندار از بن فعل پنداشتن (به معنی گمان کردن و سنجیدن ذهنی) گرفته شده که در زبان پهلوی یا همان فارسی میانه به صورت pattmān یا paddmān ریشه دارد و با مفهوم اندازهگیری ذهنی پیوند میخورد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «گمان»، «خیال» یا «تصور ذهنی»، واژه ۵ حرفی «پندار» یک جواب دقیق و اصیل است.
به انگلیسی
بسته به اینکه پندار در معنای مثبت (فکر و ایده) یا منفی (توهم و غرور) به کار رود، معادلهای انگلیسی فوق برای آن استفاده میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل پندار
واژه «پندار» یکی از کلمات اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که از فعل «پنداشتن» مشتق شده است. این کلمه در درجه اول به معنای گمان، تصور، اندیشه و هر آن چیزی است که در ذهن انسان شکل میگیرد و لزوماً عین واقعیت نیست. در فرهنگ ایران باستان، این واژه جایگاهی کلیدی دارد و به عنوان بخش اول از مثلث اخلاقی زرتشتی، یعنی «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک»، نماد پاکی نیت، ذهن بیغش و سرچشمه تمام اعمال درست انسان به شمار میرود.
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، پندار گاهی بار معنایی متفاوتی پیدا میکند و به عنوان نمادی از «حجاب ذهنی»، توهم، خودبینی و غرور به کار میرود؛ خیالی باطل که انسان را از درک حقیقت عریان بازمیدارد. برای نمونه، اصطلاح «پرده پندار» در اشعار بزرگان شعر فارسی نظیر حافظ و سعدی اشاره به همین موانع ذهنی و غروری دارد که باید در هم شکسته شود تا حقیقت آشکار گردد.