یعنی چه
نفاق افکندن در زبان فارسی به معنای بههم زدن رابطهٔ دوستی میان افراد، ایجاد دودستگی، شقاقاندازی و پراکندن بذر دشمنی و تفرقهافکنی در میان یک گروه یا جامعه است.
تلفظ
این ترکیب فعلی از واژهٔ عربی «نِفاق» (با کسرهٔ نون) و فعل فارسی «اَفکَندَن» (با فتحهٔ الف و سکون فاء) تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلماتی مانند تفرقهاندازی، دوبههمزنی، شقاقاندازی، نمامی و سخنچینی به عنوان معادل کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای اصطلاح نفاق افکندن در زبان انگلیسی عبارات فعلی که به کاشتن بذر نفاق یا ایجاد جدایی اشاره دارند، دقیقترین معادلها هستند.
به عربی
در زبان عربی از مفاهیمی چون ایجاد فرقه (جدایی)، شقاق (شکاف) و اثارهٔ فتنه برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
در قرآن
خود ترکیب فعلی و فارسی «نفاق افکندن» در قرآن نیست، اما واژهٔ «نفاق» و «منافقین» به کرات در سورههایی مانند منافقون، بقره و توبه مطرح شده است. همچنین مفاهیمی مانند «فتنه» (الفِتنَةُ أَشَدُّ مِنَ القَتل) و ایجاد «شقاق» و عداوت توسط شیطان، نزدیکترین مصادیق قرآنی به نفاقافکنی هستند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، «موش» به دلیل حفر نقبهای پنهانی زیرزمینی (که ریشه لغوی نافقاء و نفق است)، «آفتابپرست» به نشانهٔ دورویی و تغییر موضع، و «شیطان» به عنوان عامل اصلی ایجاد عداوت و تفرقه میان انسانها، نمادهای این مفهوم بهشمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل نفاق افکندن
عبارت «نفاق افکندن» یک ترکیب فعلی کنایی و کاربردی در زبان فارسی است که از ادغام واژه عربی «نفاق» و فعل فارسی «افکندن» ساخته شده است. این اصطلاح در اصل به معنای ایجاد شکاف، دشمنی پنهان، دودستگی و برهمزدن صلح و صفا میان افراد یا اعضای یک جامعه است. فردی که نفاق میافکند، با توسل به دورویی، سخنچینی و رفتارهای فتنهانگیز، پیوندهای عاطفی یا اجتماعی را از بین میبرد.
از نظر ریشهشناسی، کلمه نفاق از ماده «نَفَق» به معنی کانال یا نقب زیرزمینی گرفته شده است؛ همانطور که موش صحرایی راه فرار پنهانی برای خود میسازد، شخص منافق یا نفاقافکن نیز با ظاهری فریبنده وارد میشود و خط مشی پنهانی و مخربی را دنبال میکند. در فرهنگ اسلامی و قرآنی نیز این عمل نوعی فتنهانگیزی بزرگ محسوب شده و به شدت نکوهش شده است.