یعنی چه
طرب در زبان فارسی به حالت سبکروحی، نشاط و شادمانی عمیقی گفته میشود که معمولاً بر اثر شنیدن موسیقی خوش یا اخبار مسرتبخش به انسان دست میدهد. در اصلِ لغت عرب، این واژه به هر نوع دگرگونی و هیجان ناگهانی دل (چه از شدت شادی و چه از شدت اندوه) اطلاق میشود، اما در کاربرد فارسی، صرفاً در مفهوم خوشی، سرور و لذت وافر به کار میرود.
ریشه
این کلمه از ریشه عربی «ط ر ب» مشتق شده است. در عربی کلاسیک، فعل «طَرِبَ» به معنای دچار هیجان یا برانگیختگی احساسی شدن است. مشتقات آن مانند مطرب، طربناک، اطراب و تطریب نیز در زبان فارسی کاربرد فراوانی دارند.
تلفظ
واژه طرب در زبان فارسی به صورت [ta.rab] تلفظ میشود که هر دو حرف «ط» و «ر» دارای حرکت فتحه هستند.
در جدول
در حل جداول متقاطع، کلمه طرب به عنوان معادل کلماتی چون شادی، خوشی، نشاط و رامش شناخته میشود و دقیقاً یک پاسخ ۳ حرفی است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم طرب در زبان انگلیسی، بسته به میزان هیجان و زمینه متن، از واژگانی که به شادی عمیق یا وجد حاصل از هنر اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر خود کلمه طرب، از واژههای هممعنی مانند فرح و ابتهاج برای رساندن مفهوم خوشی و سرور استفاده میشود، هرچند طرب در عربی معنای گستردهتری شامل هیجان اندوهبار را نیز در بر میگیرد.
به فارسی
بهترین و نزدیکترین معادلهای اصیل فارسی برای واژه طرب، کلماتی مانند «رامش»، «شادی»، «سرخوشی» و «خوشی» هستند که مفهوم لذت و مسرت عمیق قلبی را به ذهن متبادر میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل طرب
واژه «طرب» یکی از کلیدواژههای پرکاربرد در فرهنگ، ادبیات و موسیقی ایرانی-عربی است. این واژه اگرچه ریشهای عربی دارد و در اصل به هرگونه دگرگونی و برانگیختگی ناگهانی حال دل (خواه از سرِ شادی یا غم) اشاره دارد، اما با ورود به زبان فارسی صیقل خورده و صرفاً به معنای شادی وافر، نشاط عمیق و اهتزاز روح از سرِ خوشحالی به کار رفته است.
در سنت ادبی و عرفانی ما، طرب فراتر از یک خوشی ساده و سطحی است؛ این کلمه نمادی از وجد سحرگاهی، احوال خوش معنوی، رهایی از تعلقات دنیوی و سماع عارفانه به شمار میرود. در حوزه موسیقی نیز طرب به حالت اوج لذت هنری گفته میشود که در آن شنونده با الحان و آواهای شادیبخش همنوا شده و غرق در احساسات پاک میگردد.
در فرهنگهای لغت معتبر نظیر دهخدا و معین، مترادفهای متعددی مانند سرور، ابتهاج، عشرت و رامش برای آن ذکر شده و متضادهای آن کلماتی چون غم، اندوه و حزن هستند. بررسیها نشان میدهد که این واژه یا مشتقات مستقیم آن در متن قرآن کریم به کار نرفتهاند و برای مفاهیم مشابه در آنجا بیشتر از واژههایی نظیر فرح و سرور استفاده شده است.