یعنی چه
این ضربالمثل در مواردی به کار میرود که اداره امور، تقسیم منابع یا رزق و معیشت مردم به دست فردی ناشی، خسیس یا ناتوان بیفتد که با سوءمدیریت یا بدقلق بودن خود، کار دیگران را لنگ بگذارد و مانع رسیدن حق به حقدار شود.
تلفظ
تلفظ این عبارت عامیانه به صورت روان و بر اساس آواهای اصلی زبان فارسی روان (Ruzi oftādeh daste quzi) صورت میگیرد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان پاسخ برای طراحان سوالی که کنایه از بیکفایتی در مدیریت یا سپردن امور به آدم ناشی را مد نظر دارند، با تعداد ۱۷ حرف استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادل دقیقی که ساختار واژگانی مشابه داشته باشد وجود ندارد، اما از عبارات کنایی مربوط به بیکفایتی مدیران یا سپردن کار به افراد اشتباه استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از جملات حکمآمیز و احادیث مأثور درباره واگذاری مسئولیتها به افراد فاقد صلاحیت استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای شیوا و روان این ضربالمثل در زبان فارسی شامل عباراتی چون «گوشت را به دست گربه سپردن»، «امورات افتاده دست آدم ناشی» و «یار و اختیار معاش دست نالایق افتادن» است.
در قرآن
این عبارت یک ضربالمثل کاملاً عامیانه و برخاسته از فرهنگ توده است و در متن قرآن وجود ندارد. افزون بر این، از نظر محتوایی قرآن کریم تأکید میفرماید که روزی تنها در دست خداوند است (ان الله هو الرزاق) و برخلاف این کنایه، بندگان نباید نگران قطع رزق توسط بخل دیگران باشند.
نماد چیست
در تصویرسازی کنایی این ضربالمثل، واژه «قوزی» (گوژپشت) به صورت استعاره نمادی از فردی گرهدرکار، سختگیر یا ناتوان در پیشبرد درست امور قلمداد شده است که قرار گرفتن منابع در دست او مایه تباهی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل روزی افتاده دست قوزی
عبارت «روزی افتاده دست قوزی» یکی از ضربالمثلهای عامیانه و قدیمی فرهنگ شفاهی ایران است. این ضربالمثل زمانی به کار میرود که اختیارات مالی، شغلی، معیشتی یا مدیریتی جامعه و افراد به دست شخصی نابلد، بیکفایت، نااهل یا بدقلق بیفتد. در واقع این کنایه اعتراضی است به نبود شایستهسالاری و وضعیتی که در آن یک فرد ناتوان کار دیگران را لنگ میگذارد.
از نظر واژهگزینی، واژه قوزی (گوژپشت) در ادبیات توده گاهی نماد آدمهای بدقلق یا کسانی بوده که به دلیل محدودیتهای خود کارها را سخت میگرفتند. این عبارت قرابتی با متون دینی ندارد و صرفاً بازتابدهنده تجربیات اجتماعی مردم در مواجهه با سوءمدیریت و تقسیم ناعادلانه یا ناشیانه فرصتها و منابع است.