یعنی چه
جمالپرست به فردی گفته میشود که ارزش و توجه اصلیاش معطوف به زیبایی ظاهری، چهره، اندام یا زیباییشناسی است و به شکلی افراطی شیفتهٔ حسن و جمال میشود.
تلفظ
این واژه از دو بخش «جَمال» (با فتح ج) و «پَرَست» (با فتح پ و ر) تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به سؤالاتی نظیر «عاشق زیبایی» یا «صورتپرست»، واژهٔ ۸ حرفی «جمال پرست» قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی مانند aesthete برای فردی با حس زیباییشناسی بالا و اصطلاحات ترکیبی نظیر beauty worshipper برای معنای مستقیم آن استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای این واژه در زبان فارسی شامل واژگانی است که به ستایش ظاهر اشاره دارند. در مقابل، واژههایی چون معناگرا، باطنپرست، سیرتپرست و حقیقتگرا متضادهای آن محسوب میشوند.
در قرآن
ترکیب واژگانی «جمالپرست» به دلیل ساختار فارسی در قرآن وجود ندارد؛ اما ریشهٔ آن یعنی «جمال» به معنی زیبایی دو بار در قرآن ذکر شده است (از جمله آیه ۶ سوره نحل: «وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ...» درباره زیبایی چارپایان).
نماد چیست
در ادبیات غنایی و عرفانی فارسی، جمالپرستی گاهی نمادی از عشق مجازی است که میتواند پلکان و واسطهای برای درک و رسیدن به حقیقت و زیبایی الهی باشد. در مقابل، در نگاه اجتماعی و انتقادی، این مفهوم به عنوان نمادی از ظاهرگرایی افراطی، فریب ظاهر را خوردن و سطحینگری به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل جمال پرست
واژهٔ «جمالپرست» یک صفت مرکب فاعلی در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ عربی «جمال» (به معنی زیبایی و حسن) و بن مضارع فارسی «پرست» (از مصدر پرستیدن، به معنی ستایشکننده و شیفتهٔ افراطی) ساخته شده است. این کلمه دقیقاً مفهوم کسی را افاده میکند که تمام توجه و دلباختگیاش معطوف به جلوههای بصری و زیباییهای ظاهری است.
در قلمرو ادبیات و عرفان ایرانی، جمالپرستی برخورد دوگانهای را تجربه کرده است؛ از یک سو عارفان نگاه به جمال و زیبارویان را وسیلهای برای یادآوری و تجلی حسنِ مطلق الهی در عالم ماده میدانستند و از عشق مجازی به عنوان پلی برای رسیدن به عشق حقیقی یاد میکردند. از سوی دیگر، در ادبیات اخلاقی و تذکرههای اجتماعی، این واژه بار معنایی منفی به خود گرفته و معادل صورتپرستی، ظاهرگرایی و غفلت از باطن و سیرت پاک انسانی تلقی میشود.