یعنی چه
مجعد بودن به معنای داشتن چین و شکن، پیچوتاب یا حالت فرفری است. این ویژگی معمولاً برای توصیف موهایی که صاف نیستند یا سطوحی که حالت موجدار و ناهموار دارند به کار میرود.
تلفظ
این واژه ترکیبی از «مُجَعَّد» (اسم مفعول از باب تفعیل در زبان عربی) و مصدر «بودن» در فارسی است.
در جدول
در حل جداول کلمات متقاطع، بسته به تعداد حروف درخواستی میتوانید از واژههای هممعنی مانند فرفری، جعد یا مرغول نیز استفاده کنید.
به انگلیسی
برای توصیف حالت مجعد بودن مو در زبان انگلیسی، رایجترین واژه Curly است؛ در حالی که Wavy برای موهای موجدار و Frizzy برای موهای وز و فر ریز به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی از ریشه «ج ع د» استفاده میشود و واژه مُجَعَّد دقیقاً به همین معناست.
به فارسی
برابرهای اصیل فارسی و واژههای جایگزین برای مجعد بودن شامل مواردی چون فرفری بودن، فرخوردگی، مرغولی، و داشتن چین و شکن است. در متون کهن به موی مجعد «موی شکنجهدار» یا «مرغول» نیز میگفتند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی و عرفان، زلف مجعد یا جعد گیسو نماد کثرت جهان ماده، حجابهای پیش روی سالک، و پیچیدگیهای رازآلود معشوق است که دل عاشق در خم و شکن آن گرفتار میشود. همچنین در توصیف ظاهری، نمادی از زیبایی طبیعی و شور جوانی است.
جمعبندی و توضیح کامل مجعد بودن
واژه «مجعد بودن» کیفیت یا حالتی را توصیف میکند که در آن شیء یا مو دارای چین، شکن و پیچوتاپهای متوالی باشد. این اصطلاح که اسم مفعول آن (مجعد) از ریشه عربی «ج ع د» گرفته شده، در زبان فارسی به خوبی جا افتاده و جایگزین واژههای کهنی مانند مرغول یا شکنجهدار شده است. تضاد اصلی این حالت در زبان فارسی واژههایی چون «صاف» و «لَخت» (سَبط در عربی) است.
از نظر کاربرد شناختی، اگرچه این کلمه مستقیماً در متن قرآن نیامده، اما در تفاسیر آیات مربوط به آراستگی و ساختار آسمان (مانند واژه الحُبُک) به این حالت تشبیه شده است. در ادبیات فارسی نیز خم و تاب زلف مجعد همواره ابزاری برای تصویرسازیهای عاشقانه و رمزآلود بوده است.