یعنی چه
ناخوشمزاج به کسی گفته میشود که وضعیت جسمانی، طبع یا بنیهٔ او دچار کسالت، بیحالی یا بیماری عمومی شده و از حالت طبیعی و تندرستی خارج شده است.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [ناخوشمِزاج] است که از پیشوند نفی «نا»، واژهٔ فارسی «خوش» و واژهٔ عربی «مزاج» تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند بدحال، بیمار، کسل، رنجور و علیل به عنوان پاسخ یا راهنمای این واژه به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به وضعیت ناخوشمزاج از اصطلاحات مربوط به بیماری و بیحالی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از واژههایی که به ضعف بنیه، طبع بیمار یا حالت بد جسمانی اشاره دارند برای معادلسازی این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون بیمار، بدحال، رنجور، علیل و ناخوشاحوال است که وضعیت ناسالم بدن را توصیف میکنند.
در قرآن
خود ترکیب «ناخوشمزاج» یا اجزای آن با این ساختار در متن قرآن کریم وجود ندارد، اما مفاهیم هممعنی با آن با واژههایی نظیر «مَرِیض» یا «سَقِیم» ذکر شدهاند.
نماد چیست
این واژه نماد فرهنگی یا اسطورهای خاصی ندارد، اما در ادبیات و طب سنتی نشانهای از عدم تعادل اخلاط چهارگانه (سودا، صفرا، بلغم، دم) و خارج شدن بدن از حالت اعتدال و سلامتی است.
جمعبندی و توضیح کامل ناخوش مزاج
واژهٔ «ناخوشمزاج» یک صفت مرکب اتباعی و ترکیبی در زبان فارسی است که از پیشوند نفی «نا»، واژهٔ فارسی «خوش» و کلمهٔ وامگرفته از عربی «مزاج» (به معنی طبع و سرشت) ساخته شده است. این کلمه در تداول امروز زبان فارسی بیش از آنکه به خلقوخو یا اخلاق بد اشاره داشته باشد، برای توصیف وضعیت جسمانی فردی به کار میرود که دچار کسالت، بیحالی، بدحالی یا بیماری گذرا شده و تندرستی خود را موقتاً از دست داده است.
در ساختار لغوی، این اصطلاح با واژههایی چون بیمار، علیل و رنجور مترادف است و در متون کهن یا طب سنتی میتواند به عدم تعادل طبع بدنی نیز اشاره کند. با این حال، در کاربرد روزمره معادل دقیق «ناخوشاحوال» است و برای بیان حالت فردی که سر حال و قبراق نیست استفاده میشود.