یعنی چه
این اصطلاح در منطق و گفتگوها زمانی به کار میرود که فردی دو موضوع کاملاً متفاوت را صرفاً به دلیل یک شباهت ظاهری با هم مقایسه کند و نتیجهگیری اشتباه انجام دهد. در واقع، در این نوع سنجش، تفاوتهای کلیدی و تعیینکننده نادیده گرفته شدهاند.
متضاد
مفهوم مخالف این اصطلاح، قیاس یا تمثیلی است که در آن تفاوتها ناچیز بوده و علت مشترکِ معتبری برای مقایسه و سرایت دادن حکم وجود دارد.
تلفظ
این عبارت از سه واژه عربی (قیاس + مَعَ + الفارق) ترکیب شده است و در زبان فارسی معمولاً بدون تنوین و به صورت «قیاس مَعَلفارق» خوانده میشود.
در جدول
در طراحهای جداول کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «مقایسه بیربط»، «سنجش نامناسب» یا «خطای استدلال منطقی» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مغالطه منطقی و استدلال نامعتبر، عمدتاً از اصطلاحات مربوط به آنالوژی (تمثیل/قیاس) خطا استفاده میشود.
به عربی
ریشه این اصطلاح کاملاً عربی است و در متون فقهی، اصولی و فلسفی جهان اسلام به همین صورت برای رد استدلالهای تمثیلی باطل استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق و روان فارسی این اصطلاح ترکیبی، «مقایسه با وجود تفاوت بنیانی» یا همان سنجش نادرست دو امر ناهماهنگ است.
در قرآن
عبارت «قیاس مع الفارق» یک اصطلاح انتزاعی منطقی و فقهی است و در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، قرآن در آیاتی مانند آیه ۲۷۵ سوره بقره، به نمونههایی از این مغالطه نزد کافران اشاره کرده است؛ آنجا که آنها برای توجیه ربا میگفتند: «انما البیع مثل الربا» (دادوستد هم مانند رباست)، در حالی که بیع و ربا تفاوت ماهوی دارند.
جمعبندی و توضیح کامل قیاس مع الفارق
«قیاس مع الفارق» یکی از معروفترین انواع مغالطه در منطق و اصول فقه است که به معنای سنجش و برابر دانستن دو موضوع، با وجود تفاوتهای اساسی و زیربنایی میان آنهاست. در این نوع استدلال، فرد به دلیل دیدن یک یا چند شباهت ظاهری، حکم یکی را به دیگری سرایت میدهد، در حالی که تفاوتهای موجود بسیار تعیینکنندهتر از شباهتها هستند. برای ملموس شدن این مفهوم در ادبیات فارسی، داستان معروف «بقال و طوطی» در مثنوی معنوی بهترین نماد است؛ جایی که طوطی کچل شدن خود را با کچل شدن یک جولقی (درویش) مقایسه میکند و به دلیل این قیاس بیربط مضحکه میشود.
از نظر نگارشی باید دقت داشت که نوشتن این واژه به صورت «قیاس معالفارغ» کاملاً غلط است؛ چرا که فارق از ریشه فرق به معنی جداکننده و نشاندهنده تفاوت است، در حالی که فارغ به معنی آسوده و خالی است. در دنیای امروز و گفتگوهای روزمره، این اصطلاح پنداری شبیه به اصطلاح انگلیسی «مقایسه سیب و پرتقال» دارد و برای رد کردن استدلالهای سست و خطاهای ذهنی همصحبتی که دو امر نامتناسب را یکسان فرض کرده، استفاده میشود.