معنی
واژه هشام در لغتنامههای معتبر به معنای سخاوتمندی، بخشندگی، جود و کرم آمده است. این کلمه به فردی اشاره دارد که دارای مناعت طبع و دستودلبازی فراوان است.
یعنی چه
در اصطلاح و فرهنگ عامیانه، این واژه نشاندهنده مهماننوازی و بزرگواری است و به کسی اطلاق میشود که برای کمک به نیازمندان پیشقدم میشود.
ریشه
ریشه این کلمه عربی و از فعل «هَشَمَ» به معنای خرد کردن و شکستن (بهویژه شکستن نان خشک برای تهیه غذا و سیر کردن نیازمندان) گرفته شده که نماد سخاوت است.
تلفظ
تلفظ صحیح این نام در زبانهای عربی و فارسی با کسره روی حرف اول (هـ) یعنی به صورت هِشام است.
در جدول
این کلمه دقیقاً از ۴ حرف تشکیل شده و در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان معادل بخشندگی، سخاوت یا نام یکی از چهرههای تاریخی پرسیده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای نگارش این نام خاص از برگردانهای لاتین Hisham یا Hesham استفاده میکنند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان به عنوان اسم علم مذکر کاربرد فراوان دارد و نماد کرم و سفرهداری است.
به فارسی
در زبان فارسی این واژه بیشتر به عنوان اسم خاص پسرانه استفاده میشود و برابرهای معنایی آن شامل دستودلبازی، جوانمردی و کرم است.
جمعبندی و توضیح کامل هشام
واژه «هشام» یک اسم علم مذکر با ریشه اصیل عربی از ماده «هـ ش م» است. ریشه لغوی آن به معنای شکستن و خرد کردن است، اما در سیر تحول معنایی خود در فرهنگ عربی و اسلامی، به نمادی از مهماننوازی، سفرهداری و سخاوت تبدیل شده است؛ چرا که در گذشته شکستن نان خشک برای تهیه غذا و اطعام نیازمندان، کار بزرگان و افراد بخشنده بوده است.
این نام اگرچه در متن قرآن کریم ذکر نشده، اما در تاریخ صدر اسلام بسیار رایج بوده و شخصیتهای برجستهای نظیر هشام بن حکم این نام را داشتهاند. در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معنای آن جود، بخشش و جوانمردی ذکر شده و تلفظ صحیح آن نیز با کسره آغازین یعنی «هِشام» است.