معنی
ابلیس در متون اسلامی به موجودی گفته میشود که از فرمان خداوند برای سجده بر آدم سرپیچی کرد و بهعنوان نماد شیطان و گمراهکننده شناخته میشود. این کلمه به معنای موجود شریر، فریبکار و مأیوس از رحمت الهی به کار میرود.
یعنی چه
در فرهنگ لغت و اصطلاحات دینی، ابلیس اسم خاص (عَلَم) برای همان شیطان اصلی است که به دلیل استکبار و خودبزرگبینی، پایگاه خود را در میان فرشتگان از دست داد و سوگند یاد کرد که انسانها را گمراه کند.
ریشه
در میان زبانشناسان دو دیدگاه اصلی وجود دارد: برخی آن را مشتق از ماده عربی «ب-ل-س» به معنی ناامید شدن از خیر و اندوهگین شدن میدانند. در مقابل، بسیاری از زبانشناسان مدرن و لغتنامههای مرجع مانند دهخدا آن را معرب (عربیشده) واژه یونانی Diabolos به معنی سخنچین و تهمتزن میدانند.
در جدول
پاسخ متداول پنج حرفی در جدولهای کلمات متقاطع برای کلمه ابلیس، خودِ واژه «ابلیس» است. واژههای مترادفی چون شیطان نیز پنج حرفی هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن از واژههای متفاوتی استفاده میشود. کلمه Devil ریشه مشترکی با نام ابلیس دارد و برای اشاره به شیطان خاص یا مفهوم کلی شرارت به کار میرود.
به فارسی
در زبان و ادبیات فارسی، نزدیکترین معادلها برای ابلیس کلماتی چون «اهریمن» (در فرهنگ ایران باستان) و «دیو» یا «خناس» هستند که نمایانگر نیروی شر، وسوسه و تاریکی میباشند.
در قرآن
واژه «ابلیس» دقیقاً ۱۱ بار در قرآن کریم ذکر شده است (در حالی که واژه شیطان بیش از ۸۰ بار آمده است). بر اساس آیه ۵۰ سوره کهف، ماهیت او از جنس جنیان است («کَانَ مِنَ الْجِنِّ») که به دلیل نافرمانی و استکبار («أَبَىٰ وَاسْتَکْبَرَ») از درگاه الهی رانده شد.
جمعبندی و توضیح کامل ابلیس
واژه «ابلیس» در فرهنگ و ادبیات اسلامی نام خاص همان موجود متمرد و سرکشی است که در ماجرای آفرینش انسان، از فرمان الهی مبنی بر سجده بر آدم امتناع ورزید. اگرچه درباره ریشه لغوی آن میان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد و عدهای آن را مشتق از «ابلاس» عربی به معنای ناامیدی و گروهی دیگر آن را دگرگونشده واژه یونانی «دیابولوس» میدانند، اما مفهوم اصطلاحی آن کاملاً روشن و یکپارچه است.
در متن قرآن کریم، ابلیس به عنوان شخصیتی مستقل از جنس جن معرفی شده که مظهر تکبر، حسادت و قیاس باطل (ترجیح دادن آتش بر خاک) است. او پس از رانده شدن از بارگاه الهی، مهلت خواست تا فرزندان آدم را بفریبد؛ از این رو در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد مطلق مکر، فریب، عصیان و خودبزرگبینی در برابر حق به شمار میرود.