یعنی چه
این عبارت کنایه از وضعیت فردی است که به دلیل بیماری شدید یا پیری، توانایی حرکت و راه رفتن را از دست داده و دائم در بستر (فراش) افتاده است. در متون فقهی و حدیثی نیز گاهی به معنای شوهر یا مالک بستر زوجیت به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب از واژههای عربی صاحب (دارنده) و فِراش (به کسر فاء، به معنی بستر و گستردنی) همراه با فعل بودن ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح دقیقاً ۱۲ حرف دارد. همچنین واژههای مترادفی چون زمینگیر یا بستری نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
برای توصیف فردی که به دلیل بیماری توانایی خروج از تخت را ندارد، از واژگان فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بیمار بستری اصطلاح «طریح الفراش» به کار میرود، اما خود عبارت «صاحب الفراش» در احادیث و فقه (مانند قاعده الولد للفراش) اشاره به شوهر دارد.
به فارسی
معادلها و برگردانهای روان فارسی این اصطلاح شامل واژگانی چون زمینگیر، بیمار بستری، رنجور و علیل است که همگی ناتوانی جسمی را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و فرهنگ اسلامی-ایرانی، این تعبیر کنایی به عنوان نمادی از ضعف مطلق پیکر انسانی، از دست رفتن قدرت سرکشی و علامتی برای روزهای پایانی زندگی یاد میشود.
جمعبندی و توضیح کامل صاحب فراش بودن
اصطلاح «صاحب فراش بودن» یک ترکیب کنایی و کهن فارسی-عربی است که از دو واژه «صاحب» (مالک/همراه) و «فراش» (بستر/گستردنی) تشکیل شده است. این عبارت در زبان عامه و متون ادبی کهن (مانند تاریخ جهانگشای جوینی) غالباً به معنای بیماری ممتد، کهولت سن شدید و زمینگیر شدنی است که فرد را کاملاً وابسته به بستر میکند و توان برخاستن را از او میگیرد.
از سوی دیگر، این اصطلاح در متون فقهی و حدیثی کاربرد حقوقی ویژهای دارد. در احادیث اسلامی، «صاحب فراش» به معنای شوهر قانونی یا مالک بستر زوجیت است که در قواعدی نظیر «الولد للفراش» برای تعیین نسب فرزند متولد شده در زمان زوجیت کاربرد دارد. بنابراین، واژه بسته به متن قلمرو ادبی یا فقهی، دو جلوه معنایی متمایز (بیمار بستری یا همسر قانونی) به خود میگیرد.