یعنی چه
این اصطلاح در علم کلام به معنای ردّ امکان رؤیت بصری خداوند است. بر اساس این دیدگاه، از آنجا که دیدن با چشم مادی نیازمند جسم بودن، جهتداشتن و داشتن مکان است و خداوند از صفات مادی منزه است، دیدن او با چشم سر غیرممکن است.
تلفظ
عبارت به صورت «نَفْیِ رُؤْیَتِ خُدَاوَنْد» تلفظ میشود که شامل دو واژه عربی با نقش مضاف و مضافالیه و یک واژه فارسی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف (۱۳ حرف) دقیقاً «نفی رویت خداوند» است.
به انگلیسی
در متون الهیات و کلام اسلامی، برای رساندن این مفهوم از عباراتی نظیر انکار رؤیت الهی استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در متون کلامی عربی دارد و به طور گسترده در رسائل اعتقادی مسلمانان به کار رفته است.
به فارسی
معادل ملموس فارسی این اصطلاح، باور به «دیدهنشدنی بودن خداوند با چشم مادی» و پاک دانستن ذات او از اوصاف اجسام است.
در قرآن
اگرچه خود این ترکیب مستقیماً در قرآن نیامده، اما مستند اصلی آن آیه ۱۰۳ سوره انعام («چشمها او را درک نمیکنند») و آیه ۱۴۳ سوره اعراف در پاسخ به درخواست حضرت موسی («هرگز مرا نخواهی دید») است.
نماد چیست
این مفهوم در معرفت دینی نماد پاک بودن ذات الهی از تجسیم (جسمپنداری) و تشبیه است. در هنر مذهبی نیز به صورت فضاهای بیکران یا نور صرف که غیبت از حواس ظاهری را تداعی میکند، جلوه مییابد.
جمعبندی و توضیح کامل نفی رویت خداوند
اصطلاح کلامی «نفی رؤیت خداوند» یکی از مباحث بنیادین در حوزه توحید و صفات الهی در اندیشه اسلامی است. این اصل بر این پایه استوار است که ذات باریتعالی منزه از جسمانیت، مکان و جهت است؛ بنابراین، دیدن خداوند با چشم ظاهری و مادی، چه در این دنیا و چه در آخرت، کاملاً محال و منتفی است.
این مسئله محل بحث و گفتگو میان مکاتب مختلف کلامی بوده است؛ پیروان مذهب امامیه (شیعه) و معتزله به طور مطلق رؤیت حسی را نفی میکنند، در حالی که اشاعره به امکان رؤیت در قیامت بدون کیفیت جسمانی قائل هستند. با این حال، متکلمان شیعه تأکید دارند که اگرچه رؤیت بصری محال است، اما «رؤیت قلبی» یعنی درک خداوند با چشم دل و از طریق حقایق ایمان، امری ممکن و واقعشدنی است.