یعنی چه
این واژه بسته به نوع نگارش و ریشهیابی چند معنا دارد. در حالت رایج، صورت سادهشده یا غلط املایی واژهٔ «اعمی» به معنی کور و نابینا است. در لغت عرب نیز «أعماء» به عنوان جمعِ اعمی به معنی نابینایان و همچنین به معنی زمینهای بایر، ویران و بدون ساختوساز کاربرد دارد.
مترادف
ریشه
ریشه این کلمه عربی و از ماده (ع م ی) است که در لغت به معنای پوشیده شدن، پنهان شدن، مه غلیظ و از دست رفتن بینایی چشم یا دل به کار میرود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه دقیقاً ۴ حرف دارد و معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «نابینا»، «کور» یا «جمع اعمی» پذیرفته میشود.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
معادل اصیل فارسی این واژه «کور» است. در زبان فارسی معاصر و محترمانه از واژه «نابینا» و «روشندل» نیز استفاده میشود.
در قرآن
خود صورت نوشتاری «اعما» در قرآن نیست، اما شکل اصلی آن یعنی «أَعْمَیٰ» بارها به دو صورت نابینایی ظاهری و نابینایی باطنی (کفر و جهل) به کار رفته است؛ مانند آیه ۷۲ سوره اسراء: «وَمَن کَانَ فِی هَٰذِهِ أَعْمَیٰ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمَیٰ» (و هر کس در این دنیا [از دیدن حق] نابینا باشد، در آخرت نیز نابینا خواهد بود).
نماد چیست
در ادبیات و عرفان، اعمی یا نابینا نماد غفلت و ناآگاهی از حقیقت است. در عین حال، گاهی بستن چشم ظاهری نمادی برای باز شدن چشم دل و رسیدن به بصیرت باطنی محسوب میشود. در نمادشناسی جهانی نیز چشمان بسته (عدالت نابینا) نشاندهنده بیطرفی کامل در قضاوت است.
جمعبندی و توضیح کامل اعما
واژه «اعما» در فرهنگ لغت و جستجوهای کاربران معمولاً به دو نحو تعبیر میشود؛ نخست به عنوان شکل سادهشده یا اشتباه نوشتاری واژه «اعمی» به معنی کور و نابینا، و دوم به عنوان واژهای مستقل در زبان عربی (أعماء) که به معنای نابینایان یا زمینهای بایر و ویران است.
این کلمه ریشه در ماده عربی (ع م ی) دارد که با مفاهیمی چون پنهان کاری، مه و از دست رفتن بینایی گره خورده است. شکل قرآنی و فصیح آن (أعمی) هم برای اشاره به محرومیت از بینایی ظاهری و هم به عنوان استعارهای از کفر، جهل و عدم درک حقیقت باطنی به کار میرود.
در حل جدولهای کلمات متقاطع، طراحان معمولاً این واژه را به صورت ۴ حرفی و به عنوان معادل کلماتی چون کور، نابینا یا جمع کوران مد نظر قرار میدهند تا کاربران را به پاسخ دقیق هدایت کنند.