معنی
واژهٔ خرم صفت است و برای توصیف حالت روحی انسان به معنی شاد، خوشحال و مسرور، و همچنین برای توصیف طبیعت و روزگار به معنی سرسبز، باصفا، آباد و زنده به کار میرود.
یعنی چه
این واژه در اصل به هر چیز دلانگیز و خوشحالکنندهای اشاره دارد که مایهٔ ابتهاج، زنده بودن و طراوت روح یا زمین باشد.
مترادف
کلماتی که مفهوم شادابی روحی یا سرسبزی طبیعت را میرسانند، با خرم هممعنی هستند.
متضاد
واژههایی که بر اندوه روحی یا خشکی و افسردگی طبیعت دلالت دارند، متضاد خرم محسوب میشوند.
هم خانواده
واژههایی مانند خرما و خرمالو از نظر ریشهشناسی همخانوادهٔ خرم نیستند و اشتراک املایی ظاهری دارند.
ریشه
ریشهٔ این واژه به زبان پهلوی (xurram / huram) بازمیگردد. در اوستایی از پیشوند -hu (به معنی خوب) و ریشهٔ ram (به معنی آرامش و شادی) تشکیل شده که در مجموع یعنی «دارای آرامش و شادی نیکو».
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمهٔ خرم معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «شاد و خوشحال» یا «سرسبز و باطراوت» با تعداد ۳ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه برای توصیف انسان به کار رود یا طبیعت، معادلهای متفاوتی در زبانهای دیگر دارد.
جمعبندی و توضیح کامل خرم
واژهٔ «خرم» یکی از زیباترین و اصیلترین واژههای زبان پارسی است که ریشه در دوران باستان و زبان پهلوی دارد. این واژه دو جنبهٔ معنایی پیوسته را در خود جای داده است؛ از یک سو به شادابی، مسرت و آرامش درونی انسان اشاره میکند و از سوی دیگر، سرسبزی، طراوت، آبادانی و نوزایی طبیعت را به تصویر میکشد. این پیوند نشاندهندهٔ دیدگاه فرهنگی ایرانیان است که شادی روح را با شکوفایی طبیعت همگام میدانند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، خرم نمادی از بهار، بهشت و امید به زندگی است. این کلمه ترکیبات زیبایی همچون «خوش و خرم» را در زبان روزمره ساخته و در نامگذاریهای جغرافیایی مانند «خرمآباد» به معنای شهری آباد و پرطراوت متجلی شده است. همچنین در تاریخ ایران، جنبش «خرمدینان» به رهبری بابک خرمدین، این واژه را به نمادی از آزادگی، پایداری و اشتیاق به شاد زیستن تبدیل کرد.