یعنی چه
عبارت «رنجور و مریض» از ترکیب دو صفت هممعنا تشکیل شده است که برای تأکید بیشتر بر شدت بیماری به کار میرود. رنجور یعنی کسی که دارای رنج و آزار جسمی یا روحی است و مریض فردی است که تندرستی خود را از دست داده است. در مجموع این ترکیب به معنای فردی بسیار بیمار، نحیف و دردمند است.
تلفظ
تلفظ واژهٔ اول به صورت رانْجُور (ranjūr)، واژهٔ ربط «و» به صورت کوتاه (va) یا ضمه بر روی راء، و واژهٔ دوم به صورت مَرِیض (marīz) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً خودِ «رنجور و مریض» با ۱۰ حرف است. همچنین بسته به تعداد حروف خواسته شده، کلماتی مانند بیمار، ناخوش، علیل و سقیم نیز میتوانند به عنوان کلمات جایگزین استفاده شوند.
به انگلیسی
برای انتقال حس رنجوری و بیماری در زبان انگلیسی از صفاتی نظیر sick و ill برای بیماری عمومی، ailing برای رنجور و رو به افول، و infirm برای ضعف جسمانی شدید استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژهٔ مَريض رایجترین معادل است. کلمات عَلیل و سَقِیم نیز به طور دقیقتر معنای رنجوری، ضعف شدید و بیماری مزمن را میرسانند.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این ترکیب در زبان فارسی شامل واژگانی چون بیمار، ناخوش، دردمند، ناتوان، خسته (به معنی قدیمی بیمار)، نحیف، نالان و زار است که همگی وضعیت ناخوشایند جسمانی و روانی فرد را توصیف میکنند.
در قرآن
واژهٔ عربی «مریض» و مشتقات آن (مانند مَرَض) بارها در قرآن کریم به کار رفتهاند؛ هم به معنی بیماری جسمی (مانند آیه ۱۷ سوره فتح: «وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ») و هم به معنی بیماریهای اخلاقی و روحی (مانند آیه ۱۰ سوره بقره: «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ»). واژهٔ فارسی «رنجور» در قرآن نیست، اما مفاهیمی مثل ضعف، ابتلا و سختی بارها با واژگان دیگر بیان شده است.
جمعبندی و توضیح کامل رنجور و مریض
عبارت «رنجور و مریض» یک ترکیب تأکیدی در زبان فارسی است که از دو جزء با ریشههای متفاوت ساخته شده است. واژهٔ «رنجور» اصالتاً فارسی و مرکب از «رنج + وَر» به معنای دارندهٔ رنج و آزار است، در حالی که «مریض» واژهای وامگرفته از ریشهٔ عربی «مرض» به معنی بیماری است. همنشینی این دو کلمه در کنار هم، شدت ناتوانی، دردمندی و ناخوشی یک فرد را چه از نظر جسمانی و چه از نظر روحی به تصویر میکشد.
در ادبیات کلاسیک و اشعار فارسی، این ترکیب و اجزای آن کاربرد زیباییشناختی گستردهای دارند. رنجوری در شعر معمولاً نمادی از احوال عاشق دلسوخته و هجرانکشیده است که در فراق معشوق دچار ضعف، لاغری و اندوه درونی شده است. در متون عرفانی نیز بیماری و رنجوری گاه به عنوان ابتلای الهی و وسیلهای برای پاکسازی روح انسان تعبیر میشود.
از نظر ساختار کلماتی، این عبارت در بازیهای فکری و جدولهای کلمات متقاطع به عنوان یک ترکیب کاملِ ۱۰ حرفی شناخته میشود. مترادفهای پرشمار آن در زبانهای فارسی، عربی و انگلیسی نشاندهندهٔ ابعاد مختلف معنایی آن، از یک ناخوشی ساده گرفته تا ضعف شدید جسمانی و دردمندی عمیق است.