یعنی چه
این کلمه یک فعل ترکیبی عربی است که در متون تفسیری و ادبی فارسی به کار رفته و به مفهوم به حال خود رها کردن یا باقی گذاشتن یک شیء یا وضعیت پس از وقوع یک حادثه اشاره دارد. همچنین در تاریخ ایران باستان، صورت مشابه آن (فرترکه) به معنای فرماندار و پیشرو است.
تلفظ
در قرائت قرآنی و عربی، این واژه با فتح تمام حروف و ضمّ هاء در آخر به صورت فَتَرَکَهُ تلفظ میشود. در اصطلاح تاریخی مربوط به دوره سلوکیان، آن را فَرَتَرَکَه میخوانند.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه «فترکه» به عنوان یک ساختار ۵ حرفی بر اساس متن قرآن شناخته میشود.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی قرآن کریم، این عبارت دقیقاً به معنای رها کردن یک چیز پس از یک رویداد ترجمه شده است.
به عربی
این کلمه از سه جزء «فَـ» (حرف عطف)، «تَرَکَ» (فعل ماضی) و «هُ» (ضمیر متصل مفعولی) تشکیل شده است.
به فارسی
در برگردان متون قرآنی به فارسی، این کلمه به صورت «پس آن را رها کرد» یا «برجای گذاشت» معنا میشود. در کاربرد تاریخ ایران باستان، معادل «پیشرو» یا «فرماندار محلی» برای واژه فرترکه به کار میرود.
در قرآن
این واژه در سوره بقره آیه ۲۶۴ در تمثیل اعمال ریاکاران به کار رفته است؛ جایی که باران تند خاک روی سنگ صاف را میشوید و سنگ را خالی و پاک رها میکند (فَتَرَکَهُ صَلْداً).
نماد چیست
این واژه در ادبیات عرفانی یا سنتهای اساطیری دارای مفهوم نمادین مستقل نیست، بلکه صرفاً کارکرد زبانی در تمثیل قرآنی یا کارکرد عنوانی در تاریخ پادشاهی پارس دارد.
جمعبندی و توضیح کامل فترکه
واژه «فترکه» در اصل یک ساختار فعلی و ترکیبی در زبان عربی (فَتَرَکَهُ) است که از حرف عطف، فعل ماضی ریشه «ترک» و ضمیر مفعولی ساخته شده است. این کلمه به طور مشخص در آیه ۲۶۴ سوره مبارکه بقره برای توصیف شسته شدن خاک از روی سنگ صاف توسط باران شدید و رها شدن سنگ به صورت برهنه به کار رفته است و در متون تفسیری فارسی کاربرد دارد.
از سوی دیگر، در تاریخ و باستانشناسی ایران، واژهای بسیار مشابه به نام «فَرَتَرَکَه» وجود دارد که عنوان فرمانداران محلی ناحیه پارس در دوران سلوکیان بوده است. این حاکمان که سکههای معروف خود را ضرب میکردند، به عنوان پیشروان و قایممقامان شناخته میشدند. بنابراین هنگام بررسی این واژه باید میان ریشه دستوری عربی آن در قرآن و ریشه باستانی ایرانی آن تفکیک قائل شد.