یعنی چه
فتنه خیز یک صفت مرکب فاعلی است که به مکان، موقعیت یا فردی اطلاق میشود که از آن آشوب، شر، فساد و بلا برمیخیزد و صادر میشود.
تلفظ
تلفظ این واژه ترکیبی با مصوت کوتاه روی فاء، سکون تاء، کسره روی نونِ مخفی پدیدآورنده هاء، و سکون روی خاء، یاء و زاء صورت میگیرد.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای واژههایی چون آشوبانگیز، بلاخیز یا فتنهانگیز، پاسخ دقیق و ۷ حرفی خود کلمه «فتنه خیز» است.
به انگلیسی
معادلهای زبان انگلیسی این واژه مفاهیمی چون تحریک به آشوب، فتنهانگیزی و ایجاد غوغا یا اغتشاش را در بر میگیرند.
به عربی
در زبان عربی اصطلاحات ترکیبی و صفتهایی که بر انگیختن آشوب و تحریک به ناآرامی دلالت دارند، به عنوان معادل این واژه استفاده میشوند.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه عبارتند از آشوبخیز، بلاخیز، فتنهانگیز، مفسدهجو، آشوبگر و فتان. در نقطه مقابل، واژههای متضاد آن شامل آرام، امن، صلحآمیز و فتنهسوز هستند.
در قرآن
خودِ ترکیب فارسی «فتنه خیز» در قرآن کریم وجود ندارد. با این حال ریشه عربی آن یعنی «فتنه» حدود ۳۰ بار و مشتقاتش حدود ۶۰ بار در آیات قرآن به کار رفتهاند که به معنای آزمایش و امتحان، آمیختگی حق و باطل، یا آشوب و عذاب (مانند آیه الفتنة أشد من القتل) هستند.
جمعبندی و توضیح کامل فتنه خیز
واژه «فتنه خیز» یک صفت مرکب فاعلی در زبان فارسی است که از ترکیب دو بخش ساخته شده است؛ بخش اول واژه عربی «فتنه» (از فعل فتن به معنی گداختن طلا در آتش برای جداسازی ناخالصیها و مجازاً به معنی آزمایش و آشوب) و بخش دوم بن مضارع فارسی «خیز» (از مصدر برخاستن) است. این اصطلاح ادبی و توصیفی به مکان، موقعیت یا فردی اشاره دارد که پتانسیل بالایی برای ایجاد ناآرامی، تفرقه، درگیری و آشوب دارد و مایهی بروز بلا و فساد میشود.
در ادبیات کلاسیک و شعر فارسی، این واژه گاهی با بار معنایی ظریف و زیباییشناسانه نیز به کار رفته است؛ برای نمونه، شاعران گاهی از آن برای توصیف چشم یا غمزهی معشوق که دگرگونی، شوریدگی و آشوب در دل عاشق ایجاد میکند بهره بردهاند. با این حال، در کاربردهای معاصر و متون اجتماعی-سیاسی، بار معنایی منفی آن که بر بیثباتی و تحریک اغتشاش دلالت دارد، کاملاً غالب است.
از نظر ساختاری و کاربردی، این واژه یک واژه توصیفی و نثر ادبی فارسی به شمار میرود. هرچند ریشه عربی آن اهمیت والایی در متون دینی و قرآنی دارد، اما ترکیب «فتنه خیز» برآمده از ذوق زبانی فارسیزبانان برای نشان دادن منشأ و سرچشمه آشوبها و ناآرامیها در قالب یک کلمه واحد است.