یعنی چه
این واژه در تداول عامه و فرهنگ فولکلور فارسی، صفت مفعولی مرکب است که به عنوان نوعی نفرین یا توصیف برای کسی به کار میرود که بر اثر درد ناگهانی، گزیدگی (مانند نیش زنبور یا عقرب) یا مصیبت، صدای گریه و فریاد بلندش (جزبلاله) درآمده باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب عامیانه به صورت جُزْبَلاله زَده (یا در برخی گویشها جِزبَلاله زده) است که از ترکیب اسم صوت «جزبلاله» و صفت مفعولی «زده» شکل میگیرد.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدولهای کلمات متقاطع، خودِ واژه «جزبلاله زده» با ۱۰ حرف است که به عنوان نشانه فریاد یا نفرین عامیانه شناخته میشود.
به انگلیسی
معادل دقیقی در انگلیسی برای این اصطلاح عامیانه وجود ندارد، اما عبارات فوق حالت فریاد ناشی از درد یا وضعیت مصیبتزدگی آن را توصیف میکنند.
به عربی
در زبان عربی فصیح معادل مستقیمی برای این اسم صوت تهرانی قدیم نیست، اما کلمات مربوط به ابتلا و شیون مفهوم آن را میرسانند.
به فارسی
برگردان این عبارت به فارسی معیار شامل واژگانی چون بلاکشیده، دردخورده، نالهانگیز و کسی است که دچار فغان و زاری ناگهانی شده است.
در قرآن
واژه «جزبلاله زده» یک اصطلاح کاملاً عامیانه، بومی و فولکلور فارسی قدیم است و هیچگونه ریشه، کاربرد یا سابقهای در متن قرآن کریم و زبان عربی کلاسیک ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل جزبلاله زده
واژه «جزبلاله زده» یک صفت مفعولی مرکب و از اصطلاحات کمتر شنیده شده در فرهنگ عامیانه و تداول زبان فارسی (به ویژه تهرانی قدیم) است. واژه پایهای آن یعنی «جزبلاله» در واقع یک اسم صوت یا نامآوا محسوب میشود که شبیهسازی صدای گریه، جیغ ناگهانی و شیون شدید نوزاد یا کودک بر اثر یک عامل دردناک بیرونی مانند گزیدگی جانوران یا زخم سخت است.
هنگامی که این واژه با «زده» ترکیب میشود، در ادبیات فولکلور به عنوان نوعی نفرین یا صفت برای فرد بلاگرفته، دردکشیده و مصیبتزده به کار میرود؛ یعنی کسی که ناله و فغانش بر اثر سختی بلند شده است. این واژه در لغتنامههای معتبری همچون دهخدا ثبت شده و اصالت عامیانه دارد.
برخی منابع نیز احتمال میدهند که در چرخه زبان محاورهای، این عبارت گاهی به عنوان یک تحریف شنیداری از ترکیبهایی مانند «جز بلا زده» (کسی که به بدی گرفتار شده) یا «دل لالهزده» (دل داغدیده و عاشق در شعر) به کار رفته باشد، اما اصالت اصلی آن همان اسم صوت مرتبط با شیون و ناله شدید است.