مترادف
این واژه در ادبیات به معنای گوهرهای درخشان و پاک، بهویژه مرواریدهای برخاسته از صدف به کار میرود.
متضاد
در تقابل با ارزش و اصالت مروارید، واژههایی که نشاندهنده اشیای بیارزش و مادی هستند به عنوان متضاد قرار میگیرند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه ل-أ-ل در زبان عربی مشتق شدهاند و مفاهیم درخشش و مروارید را در خود دارند.
ریشه
واژه «لآل» ریشه در زبان عربی دارد و به عنوان جمع مکسر کلمه «لؤلؤ» وارد ادبیات فارسی شده است.
جمله سازی
تلفظ
این کلمه با فتح لام اول، سکون و همزه روی الف دوم و در نهایت لام ساکن تلفظ میشود.
به عربی
در زبان عربی صورت رایجتر جمع آن «لآلئ» است و «لؤلؤ» به عنوان اسم جنس کاربرد دارد.
به فارسی
دقیقترین و مستقیمترین برگردان این واژه به زبان فارسی، کلمه «مرواریدها» یا «درها» است.
جمعبندی و توضیح کامل لآل
واژه «لآل» در اصل یک کلمه عربی و جمع مکسر «لؤلؤ» است که به معنای مرواریدها و گوهرهای گرانبهای حاصل از صدف دریاست. این کلمه با ورود به شعر و ادب فارسی، ظرافتی دوچندان یافته و اغلب به عنوان نمادی از پاکی، درخشندگی، ارزش والا و حتی قطرات اشکِ نابِ معشوق یا باران به کار رفته است.
گاهی در متون کهن به جهت روانی شعر و وزن، این واژه به صورت تخفیفیافته و در ترکیبهایی مانند «لؤلؤ لالا» نیز تجلی پیدا کرده است. باید توجه داشت که این کلمه با واژههایی نظیر «لعل» (سنگ قیمتی سرخرنگ) یا «لال» (بیزبان/قرمز) تفاوت ساختاری و ریشهای دارد و نباید اشتباه گرفته شود.
در حل جدول و مسابقات کلمات، «لآل» کلمهای ۳ حرفی است که مستقیماً به مفهوم مروارید اشاره میکند و پاسخی دقیق برای طراحان جدول محسوب میشود.