یعنی چه
رافضیون جمعِ «رافضی» (از ریشه عربی رفض) است. در لغت به معنای ترککنندگان و رهاکنندگان است. در اصطلاح تاریخی و مذهبی، این واژه بیشتر از سوی اهلسنت به عنوان یک برچسب کلامی و سیاسی برای اشاره به شیعیان امامیه به کار رفته است، چرا که آنان خلافت خلفای پیشین را رد کردهاند. در مقابل، در برخی روایات شیعی از این عنوان با مفکوره مثبت (رهاکنندگان باطل و شر) یاد شده است.
تلفظ
این واژه از واژگان عربی وارد شده به فارسی است و به صورت [rāfeziyun] تلفظ میشود.
در جدول
کلمه رافضیون دقیقاً ۷ حرف دارد و به عنوان پاسخ در جدولهای متقاطع استفاده میشود. واژههای هممعنی دیگر آن مانند روافض یا رافضه نیز ۵ حرفی هستند.
به انگلیسی
در متون انگلیسی و اسلامشناسی، برای اشاره به این گروه از واژههای اصطلاحی Rafidha یا Rafidites استفاده میشود و معادل لغوی آن Rejectors است.
به عربی
این کلمه ریشه اصیل عربی دارد و از فعل «رفض» به معنی ترک کردن و نپذیرفتن مشتق شده است.
به فارسی
معادلهای فارسی مستقیم این واژه در لغت شامل «تارکین»، «رویگردانان» و «پسزنندگان» است، اما در زبان فارسی امروز بیشتر کاربرد تاریخی، کلامی و مذهبی دارد.
در قرآن
واژه «رافضیون»، «رافضه» یا هیچکدام از مشتقات ریشه سه حرفی «ر ف ض» در هیچیک از آیات قرآن کریم به کار نرفتهاند و این اصطلاح کاملاً پس از صدر اسلام و بر اثر تحولات سیاسی و مذهبی شکل گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل رافضیون
واژه رافضیون جمع کلمه رافضی است که در لغت به معنای ردکنندگان، تارکین و رویگردانان است. این واژه از ریشه عربی «رفض» به معنای رها کردن و نپذیرفتن گرفته شده است. در بافت تاریخ اسلام، این واژه ابتدا کاربردی سیاسی داشت و به کسانی که علیه حاکمان وقت خروج کرده یا بیعت خود را میشکستند اطلاق میشد.
به مرور زمان و به ویژه پس از قیام زید بن علی، این اصطلاح در ادبیات مذهبی و کلامی اهلسنت به عنوان برچسبی برای اشاره به شیعیان امامیه (دوازدهامامی) تثبیت شد؛ دلیل این نامگذاری، عدم پذیرش و رد خلافت خلفای پیشین از سوی شیعیان بود. در ادبیات حدیثی شیعه نیز گاهی به این واژه اشاره شده و از آن معنایی ستایشآمیز (به مفهوم رهاکنندگان باطل و تمسکجویان به حق) برداشت شده است.
این کلمه در قرآن کریم وجود ندارد و یک اصطلاح کاملاً کلامی و تاریخی به شمار میرود. امروزه در دانشنامهها از این واژه به عنوان یک مفهوم جدلی و فرقهشناختی یاد میشود که فاقد کاربرد عمومی در زبان فارسی روزمره است.