یعنی چه
تلمبار (یا تلنبار) در زبان عامیانه به معنی حجم زیادی از اشیاء، کارها یا غصههاست که به صورت بینظم روی هم کپه و انباشته شدهاند. در اصطلاح بومی و اصیل شمال ایران (گیلکی و تالشی)، تلمبار به سازه و جایگاه چوبی سنتی گفته میشود که نوغانداران برای پرورش کرم ابریشم و نگهداری برگهای توت از آن استفاده میکنند.
تلفظ
این واژه به صورت تَلَمْبار (talambār) تلفظ میشود. البته صورت رایجتر آن در زبان فارسی امروزی با نون ساکن یعنی «تلنبار» (talanbār) است.
در جدول
کلمه تلمبار دقیقاً ۶ حرف دارد و در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «توده و انباشتگی»، «کپه کردن وسایل» یا «محل پرورش کرم ابریشم» به کار میرود.
به انگلیسی
برای کاربرد عمومی واژه تلمبار در انگلیسی از کلماتی مثل Pile و Heap استفاده میشود. اگر منظور انباشتگی مداوم باشد، Accumulation دقیقتر است و برای سازه تخصصی نوغانداری از اصطلاح تخصصی مرتبط با کرم ابریشم استفاده میکنند.
به فارسی
واژههای هممعنی و جایگزین فارسی آن عبارتند از: توده، انباشته، کپه، دپو، مجتمع، انبار و تلنبار. در مقابل، واژههایی مثل پراکنده، متفرق و توزیعشده به عنوان متضادهای معنایی آن شناخته میشوند.
نماد چیست
در ادبیات مدرن و فرهنگ عامه، تلمبار شدن نمادی از آشفتگی ذهنی، حجم بالای کارهای عقبافتاده، بینظمی و بار سنگین روانی و غصههاست. در فرهنگ سنتی شمال ایران، این واژه نمادی از آیین کهن نوغانداری، رونق اقتصادی بومی و سختکوشی کشاورزان است.
جمعبندی و توضیح کامل تلمبار
واژه «تلمبار» (یا صورت رایجتر آن تلنبار) دارای دو هویت معنایی متمایز است. هویت نخست و بومی آن ریشه در زبانهای تالشی و گیلکی دارد و به کپرها و سازههای چوبی ویژهای اشاره میکند که برای پرورش کرم ابریشم و نگهداری برگهای توت ساخته میشدند. به دلیل حجم انبوه پیلهها و برگهایی که در این مکان روی هم جمع میشد، این واژه به مرور زمان وارد زبان عامیانه فارسی شد.
امروز در زبان فارسی، تلمبار بیشتر در معنای ثانویه خود یعنی توده، کپه و انباشته شدن بینظم اشیاء یا امور به کار میرود. این کلمه ۶ حرفی در جدولهای کلمات متقاطع کاربرد زیادی دارد و در ادبیات روزمره نیز مجازاً برای توصیف فشارهای عصبی، غصهها یا کارهای انباشتهشده و عقبافتاده استفاده میشود.