یعنی چه
این واژه صفت مرکب فاعلی است و به موجوداتی (مانند پرندگان شکاری یا درندگان) که دارای پنجه و ناخنهای تیز و خمیده هستند اطلاق میشود. همچنین در معنای قدیمیتر به هر ابزار یا شیء منشعب و شاخهدار که شبیه چنگال باشد نیز گفته میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحه روی حرف چ و گاف به صورت «چَنگالدار» است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این راهنما معمولاً خود واژهٔ «چنگال دار» (۸ حرف) یا معادلهای سنتی آن مانند «پنجه دار» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای موجودات زنده از Clawed و برای اشکال هندسی یا اشیاء شاخهشاخه از Forked استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای حیوانات شکارچی صفت Pençeli و برای ساختارهای منشعب واژهٔ Çatallı به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه شامل پنجهدار، چنگکی و واجد مخلب است. در متون کهن لغتنامه دهخدا، ترکیب عربی «ذوات براثن» نیز به عنوان برگردان آن برای جانوران صاحب چنگال ذکر شده است.
نماد چیست
در نمادشناسی ادبی و اسطورهای، موجودات چنگالدار مانند عقاب، شاهین یا شیر، نماد اقتدار، هوشیاری، تسلط و قدرت تهاجمی یا دفاعی به شمار میروند. این ویژگی در ادبیات استعاری برای نشان دادن خشونت یا گیرندگی یک نیرو نیز استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل چنگال دار
واژهٔ «چنگالدار» یک صفت مرکب فاعلی و اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب اسم «چنگال» و بن مضارع «دار» (از مصدر داشتن) ساخته شده است. این کلمه در درجهٔ اول برای توصیف جانوران و پرندگان شکاری به کار میرود که دارای ناخنهای تیز، خمیده و برنده هستند تا قدرت شکارگری و تسلط خود را در طبیعت اعمال کنند.
علاوه بر کاربرد جانورشناسی، این واژه در توصیف اشیاء و ساختارهای فیزیکی نیز به کار میرود؛ به طوری که هر شیء منشعب، شاخهشاخه یا چنگکوار را میتوان چنگالدار نامید. در فرهنگهای لغت قدیمی مانند دهخدا، این مفهوم با عبارات عربی نظیر «ذوات براثن» یا «متشعب» همپوشانی دارد.
از نظر نمادین، چنگالدار بودن همواره یادآور مفاهیمی چون قدرت، درندگی، خطر و سیستم دفاعی یا تهاجمیِ مقتدرانه است. این کلمه فاقد هرگونه ریشه یا معادل رایج غیرفارسی به عنوان اسم خاص در زبان عامیانه است و کاملاً در چارچوب واژگان زبان فارسی تحلیل میشود.