یعنی چه
این واژه در زبان فارسی به معنای پر کردن کامل، انباشتن، چپاندن و لبریز ساختن درون یک فضا یا جسم به کار میرود. همچنین در معنای استعاری به نفوذ کامل یک حالت یا کیفیت (مانند نور یا اندوه) در وجود انسان یا یک محیط اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت فتح اول (دَ)، کشش الف (آ)، فتح کاف (کَ) و سکون نون (نْ) است که به صورت سرهم «درآکندن» نیز نوشته میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی، برای این فعل ۷ حرفی میتوان از معادلهایی نظیر انباشتن، پرکردن و یا آکنده ساختن استفاده کرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم دقیق این واژه در انگلیسی، بسته به متن میتوان از واژگان حسی و فیزیکی مانند stuff یا عبارات ادیبانهتر مثل imbue و suffuse استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی فعلها و مصادری که به پر شدن کامل یا نفوذ و اشباع درون یک شیء دلالت دارند، به عنوان معادلهای تقریبی این واژه شناخته میشوند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و متون عرفانی، درآکندن نماد مذهبی یا اسطورهای خاصی نیست، اما به عنوان نمادی از سرریز شدن دل از عواطف (مانند عشق یا غم) و یا احاطه و نفوذ کامل یک ویژگی نورانی و معنوی در تمام زوایای وجود انسان به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل در آکندن
واژه «در آکندن» (یا درآکندن) یک فعل اصیل و پیشوندی در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند جهتدهنده «در» و مصدر «آکندن» (برآمده از ریشه باستانی kan به معنی پر کردن یا کندن خاک) ساخته شده است. این فعل دقیقاً بر مفهوم پر کردنِ تام و تمامِ درون یک فضا یا جسم دلالت دارد؛ به طوری که هیچ منفذ خالی در آن باقی نماند.
در ادبیات فارسی، این واژه هم در مصادیق فیزیکی (مانند پر کردن مغز یا مشک) و هم در مفاهیم استعاری و کیفی به کار میرود. برای نمونه، در اشعار مولانا از این واژه برای رساندن مفهوم پختگی، پر شدن و به کمال رسیدن ظرفیت یک چیز استفاده شده است که نشاندهنده غنای معنایی این فعل در بیان مفاهیم نفوذ و اشباع است.