یعنی چه
دلهره در زبان فارسی به حالت روانی خاصی اطلاق میشود که با بیم، انتظار یک اتفاق ناخوشایند و تپش قلب ناشی از ترس ناگهانی همراه است. از نظر ریشهشناسی واژهای مرکب از «دل» و «هره» (اسم صوت حکایتگر فروریختن) است که مفهوم فروریختن ناگهانی دل را میرساند.
تلفظ
این واژه به صورت فتح اول (دَ)، سکون دوم (ل) و فتح هاء (هَ) تلفظ میشود و در پایان به های بیان حرکت ختم میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه پنج حرفی دلهره معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «اضطراب و نگرانی» یا «دلشوره» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به میزان و بافت احساس، واژگان متفاوتی در انگلیسی معادل دلهره هستند که رایجترین آنها برای حالات روانی معمول Anxiety است.
به عربی
در زبان عربی، واژه قلق نزدیکترین معادل برای دلهره و دلنگرانیهای روزمره و روانی به شمار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی، دو واژه اندیشه و کایگی برای توصیف حالات دلهرهآور و دلنگرانی به وفور استفاده میشوند.
نماد چیست
دلهره در ادبیات و هنر نماد آینده ناپیدا، بیثباتی روانی و انتظار خطر است. در ادبیات کلاسیک فارسی، حالت دلِ مضطرب را به «مرغ بسمل» (پرنده نیمبسمل در حال دست و پا زدن) تشبیه میکنند و در روانشناسی مدرن با خطوط درهمپیچیده یا کلاف گرهخورده نمایش داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دلهره
واژه دلهره یکی از زیباترین تعابیر ترکیبی در زبان فارسی است که به خوبی حالت فیزیکی و روانی اضطراب را به تصویر میکشد. ساختار این کلمه از ترکیب «دل» و اسم صوت «هره» شکل گرفته و مفهوم فرو ریختن ناگهانی دل بر اثر هراس یا مواجهه با امری ناگهانی را متبادر میکند؛ حالتی که تپش قلب شدید و بیقراری را به همراه دارد.
این واژه اگرچه ریشه صرفی در زبانهای بیگانه ندارد و کاملاً اصیل است، اما معادلهای دقیق روانشناختی مانند اضطراب و تشویش در عربی، کایگی در ترکی و انگزایتی در انگلیسی دارد. دلهره توصیفکننده بیمی مبهم از آینده و احساس عدم قطعیت است که در شعر و ادبیات نیز جایگاه ویژهای برای بیان غلیانهای درونی انسان دارد.