یعنی چه
سلامان در لغت به معنای پاکنهادی و عافیت است. همچنین در متون کهن عربی به نوعی درخت یا گیاه صحرایی و دشتی اشاره دارد که در زمینهای هموار میروید و از شاخههای آن برای مسواک (چوب دندان) استفاده میشده است. در ادبیات و عرفان نیز نام شخصیت اصلی داستان فلسفی «سلامان و ابسال» است.
تلفظ
این کلمه با فتح سین و لام به صورت «سَلامان» تلفظ میشود.
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۶ حرف دارد. از جایگزینهای مرتبط دیگر میتوان به سلامت یا سلیم اشاره کرد.
به انگلیسی
برای مفاهیم لغوی از واژگان معطوف به سلامت نفس و برای نام خاص از نگارش لاتین آن استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و برابرهای فارسی این واژه شامل عافیت، سلامت نفس، پاکطینتی و در بعد گیاهشناسی «درختچه بیابانی» یا «درخت صحرایی» است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فلسفی (بهویژه در آثار ابنسینا و جامی)، سلامان نماد عقل ناطقه یا روح الهی انسان است که در تقابل با ابسال (نماد شهوات و تعلقات دنیوی) قرار دارد و تلاش میکند از بند مادیات رها شود.
جمعبندی و توضیح کامل سلامان
واژه «سلامان» یک کلمه چندوجهی با ریشه عربی (س-ل-م) است که نباید با واژه عمومی «سلام» (درود) اشتباه گرفته شود. این کلمه در معاجم کلاسیک عربی به عنوان نام یک گیاه یا درختچه مقاوم صحرایی ذکر شده که چوب آن کاربرد عملی برای مسواک داشته است. از سوی دیگر، در معنای لغوی به مفهوم سلامت نفس، پاکطینتی و عافیت به کار میرود.
شهرت عمده سلامان در فرهنگ و ادبیات فارسی و اسلامی، به دلیل داستان فلسفی-عرفانی «سلامان و ابسال» است که توسط حنین بن اسحاق ترجمه شد و بعدها در اشارات ابنسینا و مثنوی جامی بازتاب یافت. در این بستر نمادین، سلامان جلوهای از عقل ناطقه و روح والای انسانی است که در مسیر کمال قدم برمیدارد. این واژه در قرآن کریم عیناً ذکر نشده، هرچند با همخانوادههای ریشهای خود پیوند دارد.