یعنی چه
واژهٔ مُزْمَع (اسم مفعول) یا مُزْمِع (اسم فاعل) به معنای قصدشده، مصمم، در آستانهٔ انجام یا امری است که وقوع آن قطعی و برنامهریزی شده باشد. در زبان فارسی معاصر و مکاتبات اداری، این واژه بیشتر در حالت مفعولی یعنی به معنی «کار یا برنامهای که قرار است انجام شود» به کار میرود.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی و فارسی به دو صورت تلفظ میشود؛ «مُزْمَع» در نقش اسم مفعول به معنی آنچه بر آن تصمیم گرفته شده، و «مُزْمِع» در نقش اسم فاعل به معنی کسی که تصمیم قطعی گرفته و بر کار استوار است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «مزمع» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «قصد شده»، «تصمیم گرفته شده» یا «برنامهریزی شده» کاربرد دارد و دقیقاً از ۴ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم این واژه در زبان انگلیسی از صفتهایی استفاده میشود که نشاندهندهٔ قطعی بودن یک تصمیم یا برنامه در آینده نزدیک هستند.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی برای این کلمه شامل عباراتی چون «برنامهریزیشده»، «قصدشده»، «موردِ نظر»، «مقرر» و «در شُرف انجام» است که در جملات روان فارسی جایگزین آن میشوند.
در قرآن
کلمهٔ «مزمع» یا ریشهٔ سهحرفی آن (ز-م-ع) در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما مفاهیم مشابه آن با واژگانی چون «عزم»، «قضیٰ» یا «اراد» که همگی نشاندهندهٔ اراده و تصمیم قطعی هستند، بیان شده است.
نماد چیست
این کلمه بار نمادین اسطورهای یا فرهنگی خاصی ندارد، اما در ادبیات و متون کهن به عنوان نمادی برای استواری در نیت، تصمیم نهایی و کارهای غیرقابلتغییر و قطعی شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مزمع
واژهٔ «مزمع» یک کلمهٔ اصیل عربی از ریشه (ز-م-ع) است که به زبان فارسی وارد شده است. این واژه بسته به حرکتگذاری، دو معنای فاعل و مفعولی به خود میگیرد؛ «مُزْمِع» به کسی میگویند که عزم خود را برای کاری جزم کرده است و «مُزْمَع» به کار یا برنامهای اطلاق میشود که تصمیم قطعی برای اجرای آن گرفته شده و در آستانهٔ انجام است.
در زبان فارسی معاصر، این کلمه بیشتر در متون اداری، حقوقی و رسمی به صورت اسم مفعول به کار میرود؛ برای مثال عبارت «اقدامِ مزمع» به معنای اقدامی است که پیشتر برنامهریزی شده و قرار است به زودی عملی شود. این کلمه به دلیل ماهیت کتابی خود، در گفتوگوهای روزمره کاربرد چندانی ندارد و جایش را به واژههای روانی مثل مقرر یا برنامهریزیشده داده است.