یعنی چه
این کلمه ترکیبی از واژهٔ عربی «ظِلال» (جمعِ مکسرِ «ظِلّ» به معنای سایهها) و ضمیر متصل «ـها» (مؤنث غایب به معنای آن یا خویش) است. در نتیجه معنای لغوی آن «سایههای آن چیز» یا «سایههایش» میشود که معمولاً به سایه درختان، ابرها یا بناها اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ دقیق این کلمه بر اساس قواعد زبان عربی و قرائت قرآن به صورت [ظِ لا لُ ها] (zi-lā-lo-hā) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، اگر سؤال به معنای قرآنی «سایههای آن» اشاره داشته باشد، پاسخ دقیق ۶ حرفی خود واژهٔ «ظلالها» است.
به انگلیسی
برای انتقال دقیق مفهوم این ترکیب ملکی در زبان انگلیسی، از عباراتی که مالکیت غیرانسان را میرسانند استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است؛ صورت مفرد آن «ظِلُّها» و شکل جمع تکسیری دیگر آن «أظلالها» است.
به فارسی
معادل مستقیم و روان این کلمه در زبان فارسی «سایههای آن» یا «سایههایش» است که در متون کهن ادبی و ترجمههای قرآنی به کار میرود.
در قرآن
این عبارت دقیقاً در آیه ۱۴ سوره انسان آمده است: «وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا» که به سایههای آرامشبخش درختان بهشتی اشاره دارد که بر بهشتیان گسترده شده است. کلمه ظلال در قرآن علاوه بر مفهوم فیزیکی، نماد آسایش، پناه، رفاه و امنیت کامل است.
جمعبندی و توضیح کامل ظلالها
واژه «ظلالها» یک ترکیب اسم و ضمیر عربی (ظلال + ها) است که به معنای «سایههای آن» یا «سایههایش» شناخته میشود. واژه «ظلال» خود جمع مکسر کلمه «ظل» به معنی سایه است و ضمیر متصل «ها» در آخر آن به یک مرجع مؤنث (مانند بهشت، درخت یا باغ) برمیگردد. این کلمه به دلیل کاربرد خاصش در متون دینی و ادبی وارد زبان فارسی شده است.
شهرت اصلی این واژه به خاطر حضور در آیه ۱۴ سوره مبارکه انسان است؛ جایی که خداوند به توصیف نعمتهای بهشتی پرداخته و میفرماید سایههای درختان بهشتی بر سر مؤمنان فرو افتاده و نزدیک است. در فرهنگ قرآنی و ادبیات عرفانی، سایه و ظلال صرفاً یک پدیده فیزیکی ناشی از نبود نور نیست، بلکه کنایه و نمادی از پناهگاه امن، رفاه، آسایشِ خاطر و دوری از سختیها و حرارت روزگار به شمار میرود.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه از ریشه ثلاثی «ظ ل ل» مشتق شده که کلماتی همچون ظل، ظلیل، مِظَلّه و تظلیل نیز با آن همخانواده هستند. در ساختار مسابقات و جداول کلمات، این واژه به عنوان یک کلمه دقیق ۶ حرفی کاربرد دارد.