یعنی چه
این واژه مصدری متعدی در زبان فارسی است که به معنای اعاده دادن و پس دادن چیزی، واژگون و پشتورو کردن (مانند لباس یا خاک زمین)، تغییر دادن حالت یا ماهیت، ترجمه کردن یک متن به زبانی دیگر و در اصطلاح عامیانه به معنی بالا آوردن و استفراغ کردن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت صامت و مصوت بلند [b@r-gAr-dA-ni-dAn] است که شکل مکتوب، رسمی و قدیمیتر واژهٔ رایج «برگرداندن» محسوب میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه ده حرفی به عنوان معادل برای راهنماهایی چون «اعاده دادن»، «واژگون کردن» یا «ترجمه کردن» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافتار متن، در زبان انگلیسی معادلهای متفاوتی برای این مصدر وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی با توجه به ریشه و کاربرد دقیق کلمه، افعال و مصادر مختلفی معادل آن قرار میگیرند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی دو فعل کلیدی Döndürmek و Çevirmek بیشترین شباهت معنایی را با این واژه دارند.
به فارسی
مترادفهای اصیل و دقیق این واژه در زبان فارسی شامل بازگرداندن، اعاده دادن، عودت دادن، مراجعت دادن، منقلب کردن، تحویل دادن، ترجمه کردن و وارونه کردن است. متضادهای آن نیز شامل نگاه داشتن، حفظ کردن، پذیرفتن و ابقا کردن میشود. این کلمه از پیشوند «بر» و مصدر «گردانیدن» ساخته شده و همخانوادهٔ واژگانی چون گردان، گردش، برگردان و بازگرداندن است.
جمعبندی و توضیح کامل برگردانیدن
واژهٔ «برگردانیدن» یکی از مصادر اصیل، متعدی و پرکاربرد در زبان فارسی است که شکل کلاسیک و مکتوب واژهٔ عامیانهٔ «برگرداندن» به شمار میرود. این کلمه به دلیل داشتن ریشهای کهن که به معنای چرخیدن و گشتن پیوند خورده، طیف گستردهای از معانی ملموس و انتزاعی را پوشش میدهد؛ از کارهای فیزیکی مانند پشتورو کردن لباس یا بازپسدادن یک امانت گرفته تا مفاهیم ذهنی و زبانی مانند ترجمه کردن یک متن یا دگرگون ساختن یک وضعیت.
در متون کهن فارسی و ترجمههای قدیمی قرآن کریم، این واژه نقشی کلیدی در معادلسازی افعال عربی نظیر «صَرَفَ» (برگرداندن عذاب یا روی چرخاندن) و «رَدَّ» (بازگرداندن دوزخیان) داشته است. این غنای معنایی نشاندهندهٔ پویایی پیشوند «بر» در ترکیب با مصدر «گردانیدن» است که توانسته ساختارهای معنایی متمایزی را در طول تاریخ زبان فارسی ایجاد کند.