یعنی چه
در اصطلاح علم عروض و بدیع، ذوبحرین (یا ذوالبحرین) به بیت یا منظومهای گفته میشود که ساختار هجاهای آن به گونهای تنظیم شده که مخاطب میتواند آن را با دو ریتم و آهنگ (بحر عروضی) کاملاً متفاوت و صحیح بخواند، بدون اینکه ذرهای در ترتیب یا شکل کلمات تغییر ایجاد شود.
تلفظ
این واژه به صورت تلفظ مضاف و مضافالیه عربی خوانده میشود: ذو (به ضمه ذال) و بحرین (به فتح باء، سکون حاء و فتح راء).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «شعری که دو وزن دارد» یا «صنعت ملوّن»، کلمه ۷ حرفی «ذوبحرین» به عنوان پاسخ اصلی کاربرد دارد.
به انگلیسی
این واژه معادل دقیق تککلمهای در ادبیات غربی ندارد، اما در توصیفهای ساختاری و نقد ادبی از عباراتی که به چندوزنی بودن شعر اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در ادبیات و عروض عربی نیز این اصطلاح به همین صورت یا تحت عنوان صنعت «تلوین» شناخته میشود که نشاندهنده تغییر مکرر یا دوگانه وزن است.
به فارسی
معادلهای فارسی و روان این اصطلاح تخصصی، واژههایی مانند «دوبحری»، «دوآهنگی» یا «ذووزنین» هستند که به ویژگی چندوزنی بودن اثر اشاره میکنند.
نماد چیست
ذوبحرین در فرهنگ ادبی نماد ذوق سرشار، تسلط بیچونوچرا بر موسیقی کلام و توانایی فنی بالای شاعر در بازی با هجاهاست؛ چرا که سرودن شعری با این ویژگی، نیازمند مهندسی دقیق کلمات است.
جمعبندی و توضیح کامل ذوبحرین
واژه «ذوبحرین» (یا ذوالبحرین) یک اصطلاح کاملاً تخصصی در علوم بلاغی، عروض و بدیع شعر کلاسیک فارسی و عربی است. ریشه این کلمه عربی بوده و از ترکیب «ذو» (صاحب/دارای) و «بحرین» (دو دریا، که در اصطلاح عروضی به معنی دو وزن شعری است) ساخته شده است. این اصطلاح به اشعاری اطلاق میشود که کلمات آن به گونهای چیده شدهاند که میتوان کل بیت را در دو بحر (وزن) عروضی کاملاً متفاوت خواند، بدون اینکه نیازی به تغییر دادن کلمات یا جابجایی آنها باشد.
یکی از مشهورترین نمونههای این صنعت ادبی، بیتی از اهلی شیرازی است («خواجه در ابریشم و ما در گلیم...») که هم در بحر رمل و هم در بحر سریع خوانده میشود. مترادف رسمی این اصطلاح در بدیع «ملوّن» است. لازم به ذکر است که این کلمه یک اصطلاح ساختگی ادبی است و با وجود ریشه عربی، به این صورت و معنی در متن قرآن کریم کاربرد ندارد و صرفاً بازتابدهنده مهارت پیچیده و ظرافتهای موسیقایی شاعران کهن است.