یعنی چه
این ترکیب واژگانی به وضعیتی اشاره دارد که در آن اجزا، ایدهها یا عناصر موجود در یک بافت، نه تنها با یکدیگر همشکل، همراستا و سازگار نیستند (ناهمگونی)، بلکه دچار برخورد، تضاد و نفی متقابل منطقی نیز هستند (تناقض).
تلفظ
تلفظ این ترکیب واژگانی به صورت «تَناقُض» (با ضمه روی قاف) و «ناهمگونی» (با سکون روی هاء و ميم و ضمه روی گاف) انجام میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع، خودِ عبارت «تناقض و ناهمگونی» با ۱۴ حرف است. همچنین واژههایی چون تضاد، تعارض، یا تباین نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم تناقض از کلماتی چون Contradiction یا Paradox و برای ناهمگونی از Incongruity یا Heterogeneity استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای خالص فارسی این ترکیب، عباراتی نظیر «ناسازگاری و ناجوری»، «تضاد و ناهمسانی»، «باطلکنندگی و عدم یکنواختی» و «دگرگونی و خلافآمدی» هستند.
در قرآن
خود این ترکیب عینا در قرآن نیامده است؛ اما ریشه «نقض» به معنای عهدشکنی بارها استفاده شده است. همچنین در آیه ۸۲ سوره نساء، وجود هرگونه تناقض و اختلاف در قرآن نفی شده است: «وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً».
جمعبندی و توضیح کامل تناقض و ناهمگونی
عبارت «تناقض و ناهمگونی» یک ترکیب مفهومی و انتزاعی است که از دو بخش با ریشههای متفاوت ساخته شده است؛ «تناقض» واژهای عربی از ریشه ن-ق-ض به معنای شکستن و ضدیت منطقی است، در حالی که «ناهمگونی» واژهای کاملاً فارسی و ساختیافته از پیشوند نفی و واژه گون به معنای عدم شباهت و ظاهر متفاوت است.
زمانی که این دو واژه در کنار هم قرار میگیرند، توصیفکننده محیط یا جریانی هستند که در آن نه تنها اجزا با یکدیگر هماهنگی و همسانی ساختاری ندارند، بلکه از نظر معنایی و منطقی نیز یکدیگر را ابطال و نفی میکنند. این اصطلاح در حوزههای فلسفه، منطق، جامعهشناسی و نقد ادبی کاربرد فراوانی دارد.