یعنی چه
این واژه صیغه مفرد مؤنث غایب از فعل ماضی در باب افتعال (ریشه ک-س-ب) است. اکتسبت به معنای آن است که شخصی (مؤنث) با زحمت، تلاش و اراده خود، چیزی (اعم از سود، زیان، نیکی یا بدی) را به دست آورده و اندوخته است.
تلفظ
این کلمه بر وزن اِفْتَعَلَتْ خوانده میشود که همزه آن وصل، کاف ساکن، تاء و سین و باء مفتوح، و تاء پایانی ساکن است: [اِکْ تَ سَ بَتْ].
در جدول
اگر در جدولهای کلمات متقاطع با پرسشی مواجه شدید که پاسخ آن فعلی ۶ حرفی از ریشه کسب به معنای به دست آوردن برای خود باشد، واژه «اکتسبت» پاسخ دقیق شماست.
به انگلیسی
در ترجمه انگلیسی، به دلیل ساختار صیغه مؤث غایب در عربی، از ضمیر She به همراه افعالی که دلالت بر به دست آوردن ارادی دارند استفاده میشود.
به فارسی
در متون ادبی و ترجمههای فارسی قرآن، این فعل معمولاً به صورت «حاصل کرد»، «بهرهمند شد» یا «مرتکب شد» (در موارد بار معنایی منفی) ترجمه میشود.
در قرآن
این واژه در آیه «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ» به کار رفته است. طبق نظر مفسران، تقابل «کسبت» (برای کار خوب) و «اکتسبت» (برای کار بد) نشان میدهد که انجام گناه با کلنجار رفتن، زحمتِ نفس و اصرار همراه است، چرا که انسان برای رفتن به سمت بدی باید با فطرت خود بجنگد.
نماد چیست
از نظر مفهوم انتزاعی و کلامی، اکتسبت نمادی از بیداری، اختیار و اثرات وضعی رفتارهای آدمی است؛ این ایده که انسان منفعل نیست و هر آنچه از خیر و شر به دست میآورد، نتیجه مستقیم تلاش و اراده خودش است.
جمعبندی و توضیح کامل اکتسبت
واژه «اکتسبت» یک فعل اصیل عربی از ریشه «ک-س-ب» و از باب افتعال است که به طور مستقل در زبان گفتاری فارسی کاربرد ندارد، اما حضور پررنگ و برجستهای در متون دینی، تفاسیر قرآنی، مباحث حقوقی و ادبیات سنتی ما دارد. معنای این واژه فراتر از یک به دست آوردنِ ساده است؛ چرا که ساختارِ صرفیِ آن دلالت بر تلاش، همت و کلنجار رفتن برای تحصیل و اندوختن یک چیز دارد.
شهرت و اهمیت اصلی این کلمه به جلوه بلاغی آن در اواخر سوره مبارکه بقره بازمیگردد؛ جایی که قرآن کریم میان به دست آوردن نیکیها (کسبت) و ارتکاب بدیها (اکتسبت) تفاوت ساختاری قائل میشود تا نشان دهد گناهان با تحمیلِ سختی بر وجدان و فطرتِ پاکِ انسانی شکل میگیرند. بنابراین، این کلمه در دایره معارف اسلامی به عنوان یک کلیدواژه در تبیین اختیار و مسئولیت فردی شناخته میشود.