یعنی چه
محو گردیدن در لغت به معنای ناپدید شدن تدریجی یا کامل، از بین رفتن اثر، شکل یا وجود چیزی، و زایل شدن است. در اصطلاح تصوف و ادبیات عرفانی نیز به معنی از دست دادن اوصاف بشری و غرق شدن و فنا شدن در ذات حق یا معشوق به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی به صورت [مَحْ وْ گَ رْ دی دَ نْ] است که از ترکیب واژه عربی مَحْو و مصدر فارسی گردیدن ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف میتواند خودِ «محو گردیدن» (۹ حرف) یا مترادفهای آن مانند «ناپدید شدن» و «زایل شدن» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم محو گردیدن بسته به متن از افعالی نظیر to disappear، to fade یا to be obliterated استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای سره یا رایج فارسی هممعنی با این ترکیب شامل ناپدید شدن، از بین رفتن، سترده شدن، سپری شدن و هویدا نبودن است.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ و ادبیات عامه نمادی از گذرا بودن غم و شادی و فناپذیری دنیاست. در ادبیات عرفانی و شعر کلاسیک، محو گردیدن نماد تسلیم محض، از خود بیخود شدن و غرق شدن در حقیقت الهی (فنای فی الله) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل محو گردیدن
ترکیب فعلی «محو گردیدن» از نظر ساختاری یک مصدر مرکب است که از واژه عربی «محو» (به معنی زدودن و پاک کردن) و فعل اساسی فارسی «گردیدن» (شدن و تغییر یافتن) تشکیل شده است. این عبارت در زبان روزمره به معنای ناپدید شدن، از بین رفتن تدریجی اثر یا نشانهای از یک پدیده، و پاک شدن به کار میرود که متضاد کلماتی چون پدیدار شدن، ظاهر شدن و ثبت شدن است.
در فرهنگ معارف اسلامی و ادبیات قرآنی، اگرچه این ترکیب فارسی مستقیماً نیامده، اما ریشه عربی آن در آیاتی نظیر «یَمْحُوا اللَّهُ مَا یَشَاءُ» به کار رفته که مبنای کلامی مفهوم لوح محو و اثبات است. در نگاه ادبی و عرفانی نیز، این واژه بار معنایی عمیقی دارد و به حالت مدهوشی، از دست دادن اوصاف بشری و فنا شدن در معشوق یا حقیقت مطلق اشاره میکند.